امام مهدی (عج): من ذخیره خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم
۱۳۹۶/۵/۲۳ تعداد بازدید: ۲۴۳
print

نقد و تحلیل کتاب قطار آمد و از خوابم گذشت

قطار آمد و ازخوابم گذشت، قطار سروده های نو از هدی مافی است.

 

این مجموعه توسط انتشارات نسیم دانش فردا در سال ۱۳۹۲به زیور چاپ آراسته شده و در اختیار جامعه ی شعر قرار گرفته است. طرح روی جلد مجموعه با نام مجموعه در اغلب زوایا متاثر از هارمونی معنایی است. طراح در طرح روی جلد خود پارادکسیکال است و با بهره گیری از آشتی تضادها دست به نوعی آفرینش زده است. شاعر دو واژه ی قطار و خواب را مقابل هم قرار داده و با بینشی آشنا زدایانه سعی در تصویر نمودن پی آمدهایی معنا محور است. به دیگر مفهوم قطار که نمادی از حرکت و پویایی و در نگاهی ایهام گون بوده را با خواب که می تواند علایمی از ایستایی و بی تحرکی قلمداد شود را با هم آشتی می دهد که تبعات این اشتی تراوش معنایی و مفاهیمی ادبی را بدنبال دارد.

مجموعه را مقدمه ی سه صفحه ای سالار عبدی همراهی میکند که خیزابه هایی از آیدتیک ( ماهوی_شهود درونی)و تیپولوژی بیرونی اشعار شاعر دراین مقدمه با رویکردی معرفت شناسانه ترسیم و تصویر شده اند. اغلب اشعار قطار آمد و از خوابم گذشت با موضوع قطار و کشف زیر لایه های مفهومی همین واژه انجام می‌شود. هدی مافی در این مجموعه شاعری است که در دنیای ذهنی سیر می‌کند و بسآمدهای خیال برانگیزی را یکی پس از دیگری به دایره ی آفرینش می آورد. این آفرینش های نابهنگام که در دنیای ذهنی ( سوبژاکتیویته ) متولد می شوند اغلب به سمت فکر آوردهایی عینی سوق داده می شوند و البته در خیلی از موارد نیز شاعر همان ذهن اندیشی است که پیامدهایش از جنس همان دنیای ذهنی است.

مجموعه حاوی۴۴ شعر است که اغلب اشعار دارای ساختاری مینی مالیسم اند و برخی از آثار این مجموعه نیز از پیرنگی متوسط ازنوع فرم شعر بهره می جویند. زبان شاعر متاثر از پراکسیس های شخصیتی و اجتماعی شاعر شکل می گیرند و شاعر بیشتر در تصویر کردن زبان ساختاری ( فرمیک ) موفق نشان می دهد و در زایش زبان محتوایی اشعار موفق نیست. علت این مهم این است که نویسنده نه به صورت لاک پشتی بلکه به صورت کانگورایی از خود آگاه خود عبور می‌کند و در ناخود آگاهش فرود می آید و به نگاشتن آن می پردازد. لذا سیر تطور و روند روبه رشد شاعر در این مجموعه تنها در دنیای ناخود آگاه اتفاق می افتدو مستلزم این مهم این است که شاعر در مجموعه های بعدی، حرکت از دنیای عینی و نوشتن خود آگاه خود و وارد شدن به دنیای ذهنی و نگاشتن ناخود آگاه خود و پی بردن به دنیای فرامتن را تجربه نماید که این فرایند رفتاری شعر شاعر را با المان های فرارونده ای روبه‌روخواهد نمود و البته با تلاش و کوشش و مداقه ی بی وقفه در کنه زبان و ادبیات شعر نو این اتفاق دور از ذهن نیست.

ذهنیت شاعر فطرتا " اجتماعی و انتقادی است که در برخی از آثار مجموعه گشتاورد هایی عاشقانه نیز به چشم می خورد. بستر دیالوگ و منولوگ در درون مایه ی اشعار پیداست ولی در برخی از شعرها تکنیک و مهارت شاعر چربش بیشتری را نسبت به دیگر اشعار نشان می دهد.

پارادکس معنایی از دیگر صناعاتی است که در این مجموعه به چشم می آید. این پارادکس ها با گزینش واژه هایی متقابل و به اصطلاح ضد هم انجام می‌شود و این فرآیند مسبب شده تا شاعر را به شاعری پارادکسیکال مبدل نماید. بیان زبان بیانی ساده است و این مهم بخاطر گزینش ابزار زبان ( بیان، لحن و واژه های ساده ) در شعر است. بنابراین همین رویکرد شناخت محور، شعر شاعررا از ژست گیری و اپوخه های بی مفهوم مصون می دارد.

تکرار گزینی در شعر شاعر نیز از دیگر نکاتی است که محل بحث است. اگر چه شاعر بدنبال تنوع طلبی و میدان داری در دنیای انتزاعی است و بدنبال شکستن مرزهای این دنیاست، اما باورداشت های ذهنی، شاعر را از فکر آوردهای پویا به دور می سازد و علت نیز چند گویی هایی است که اشعار را با تکرار معنا مواجه می سازد.

اندیشه ی شاعر بدنبال خلق پیرنگی است که با موضوع قطار انجام می‌شود و راوی این پیرنگ نیز گاهی شاعر است و گاهی هم دیگر شخصیت هایی که به جای
مولف ایفای نقش می‌کنند، ولی در مجموع برای پختگی طرح، شاعر به زمان بیشتری نیاز دارد و با انگیزه و ایجاد دیالوگ ها و منولوگ های بهتری در اشعار بعدی می تواند به این طرح متفاوت دست یابد.

به هر روی برای نیل به کاری متفاوت نیاز به تفهم تفاهم ها و تفاوت تفاهم هاست که با پر کاری، نیکوکاری بدست خواهد آمد. شاعر در این مجموعه متاثر از سبک های سور رآلیسم و سمبولیسم است و فضایی که برای پیاده شدن کلمات در بستر شعر مهیا می‌کند، ذهنی است. بنابراین در برخی از فضاها نیز شاعر به سمت و سوی رآلیسم حرکت می‌کند، اما این گریزهای نابهنگام، هنگامه هایی بهنگام را در بر ندارد. مقوله ی زیباشناسی در این مجموعه از دیگر مباحثی است که دیده می‌شود. از این نظر، منظر شعری قطار آمد و از خوابم گذشت، در واقع از رویکردی زیباشناسانه بهره می جوید، ولی در برخی از اشعار شاعر با چشم دل به تصویر کردن زیبایی ها می پردازد و در بعضی از آثار با چشم سر که توفیقات شاعر در مورد دوم بیشتر است.

مهمترین مقوله در زیبا شناسی شعر گزینش واژه هایی زیبا و بهره گیری از مکتب ناتورالیسم ( طبیعت گرایی) است و دیگر مهم تصویرسازی در شعر است که زیبایی اثر را دو چندان می‌کند. لذا شاعر استفاده ی بهینه از واژه های زیبا را در شعر سرآمد قرار نمی دهد و تزریق از طبیعت نیز در آثار کمتر اعمال می‌شود و شاید علت ایماژیسم سرایی های شاعرند که شاعر را با پراکسیس های نابهنگام مواجه می سازد. ولی در مجموع زیباشناسی در این مجموعه با رویکردی متفاوت در دنیای ذهنی شاعر رقم می خورد.

با هم جند نمونه ی گزینش شده از این مجموعه را وارسی می‌کنیم.

درخواب / دنبالش راه می افتم.../ تا چه پیش آید ! / و مقصد، کجای این تقویم باشد.. ..(!؟) / با این خواب سنگین / کاش می توانستم سریع تر بدوم.. .!!

شعر انتزاعی است و شاعر در دنیایی ذهنی دست به سازه هایی ادبی می زند. شاعر بر خلاف منظور اصلی گفتن را سر آمد زبان شعری اش قرار می دهد و می خواهد که جلوه هایی متفاوت را از مقوله ی پیدایی به تصویر در آورد. شعر دارای ساختاری ساختارمند است و شاعر زبان را فرم پذیر می‌کند و نگاه مخاطب را بدنبال شهود های درونی روانه می سازد. پایان بندی شعر نیز مخاطب را به تامل و تفقد وا می دارد، چه اینکه علایم تعجب از شاعر مصداق بارزی است.

قطار ! / سوت های پایانش را می زند / و من ! / حرف های آخرم را یکی پس از دیگری نمی زنم / و پیاده می شویم / هر کدام به سویی می رویم و.. ..

قطار می تواند نمادی از حرکت و بیداری باشد و یا بستری که بر جایگاه جامعه نشسته است. رویکرد زبان شاعر، به سمت متفاوت سرایی جهت می یابد و می توان نوعی بی همسویی را با جامعه از زبان شاعر شنید. این بی همسویی نیز بدنبال نوعی همذات پنداری است که ابزار این انتقال، زبان اعتراض شاعر است. قطار در اشعار شاعر می تواند چند گانه مفهوم باشد، ولی در تشبث به این چندگانه مفهومی ها، شاعر نیاز به زمان بیشتری را می طلبد.

سوار اتوبوس زندگی !/ از سر ناچاری / با پاهایی خسته و قلبی آتش گیر / جایی برای نشستن و حتی انداختن سوزن / چه می‌گویی! / از ازدحام نشسته ها نیز بوی غربت می چکید.. .!!

فریاد شعر با بستری انتقادی خیز بر می دارد و شاعر از صنعت آشنازدایی بهره می جوید. زبان شاعر به سمت تصاویری اجتماعی از جامعه در حنبش است و با پایان بندی شعر، این فرآیند به تثبیت می رسد. نهایت دردمند بودن جامعه را شاعر در سطر پایانی زیبا به تصویر می آورد.

به خون خواهی ام آمده ای !؟/ کدام خون !/ / کدام خواستن !؟ / من در رگ هایم شراب می جوشانم / اگر سحرت حلال است / بنشین و پر کن پیاله ات را.. .!!

شاعر در این شعر بدنبال تصویری دیالکتیک است و با ایجاد دیالوگ هایی هوشمند توانسته به این صنعت دست یابد. جناس تام و جناس حرکتی نیز از دیگر صناعاتی است که در شعر پیداست و همین چیدمان واژه ها ی جناس گون موسیقی درونی و بیرونی شعر را زیبا کرده اند. در سطر پنجم نیز بیان شاعر تبدیل می‌شود و با آفرینش تشبیهاتی ناب به تصویر سازی هایی متفاوت دست می یابد.

سر خاک پدر رفتم ! / مادر هم قبل از من آن جا بود ! / رد چادر مشکی اش را می شناسم / با هم، / فاتحه ای برای شادی روح من خواندیم / و من به خانه جدیدم / دو قدم مانده به ماه / برگشتیم.. .!

شعر سمبولیسم انتزاعی است. شاعر در دنیای ذهنی دست به فکر آوردهایی عینی می زند که البته این باورداشت های عینی از جنس همان دنیای ذهنی است. برای تفهیم معانی متفاوت از شعر،مخاطب باید مولفه های شعر انتزاعی را بداند و با نگاهی عینی و طبیعی نمی توان به راسیونالیزم ادبی شاعر پی برد. شاعردر ابتدای شعر در دنیای ذهنی، عینیتی را می آفریند ولی در پایان بندی شعر ذهنیت محور است.

چه این که در ابتدای صحبت از سر خاک پدرسخن به میان می آید و.. .. اما در دو سطر پایانی شعر نگاه به سمت ذهنیات سوق داده می‌شود. شعر ی پارادکسیکال با موضوع من که در این اثر نیز این "من" هم فردی است و هم می تواند اجتماعی باشد.

با دو بچه آهو / از پستان شیر نر می نوشیدیم / هر چهار، بغض داشتیم / شیر یکی از ما را خورد / صیادی، دیگری مان را برد / و من، / لوله ی تفنگم را به سمت خدا نشانه رفتم !

صنعت واژه گزینی در شعر از تکنیک های برجسته ی شاعرند که در این اثر به زیبایی لحاظ شده، چه این که مراعات نظیر واژه هایی از قبیل آهو – شیر – پستان – نوشیدن – و صیاد شعر را چارچوب مند و،فرآیندی واحد را از حیث مغنا برای شعر آفریده اند.

این روایت زبانی که از جانب نویسنده که می تواند شاعر هم نباشد، با تراوش هایی انتقادی جوانه می زند. بنابراین پیرنگی ساختارمند از اندیشه ی شاعر نضج و بارور شده که این پیرنگ اعتراضی است به نژند فهمی هایی که در جامعه جایگزین فربه فهمی های سالم و فرارونده شده اند.


عابدین پاپی شاعر،نویسنده،منتقد،روزنامه نگار و از فعالین فرهنگی استان لرستان

  • - گردآوری: تبیان لرستان
نظرات

 نام:
 *نظر:
© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان لرستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.