امام علی(ع): قلب شخص نادان در زبان اوست و زبان شخص خردمند در قلب اوست.
۱۳۹۵/۵/۶ تعداد بازدید: ۶۰۹
print

 خطر سقوط یک فرشته

بلوغ، پدیده ای گسترده و همه جانبه شامل تغییرات جسمی و روانی است که در مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی یعنی دوره نوجوانی رخ می دهد...

 

بلوغ، پدیده ای گسترده و همه جانبه شامل تغییرات جسمی و روانی است که در مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی یعنی دوره نوجوانی رخ می دهد...

بلوغ در سنین ۱۲ ۱۱ سالگی تا ۱۹ ۱۸ سالگی اتفاق می افتد. دوره بلوغ حدود ۷ سال طول می کشد و به طور کلی دختران این دوره را راحت تر و بهتـر از پسران طـی می کنند.

اگرچه همه ما این دوره را سپری کرده ایم ولی وقتی در مورد فرزندمان فکر می کنیم، یادآوری هر دوره ای از مراحل رشد او در ما احساس شوق و شعف و حتی حسرت ایجاد می کند اما در دوره نوجوانی قوی ترین حسی که احساس می کنیم، ترس و خطر است. ترس از اعتیاد، ارتباط با دوستان نامناسب و تاثیرپذیری از آنها، ارتباط با جنس مخالف، رانندگی بی محابا و رفتارهای پرخطر دیگر. اگر این دوره همراه با این موارد باشد، نوجوانی فرزندمان به بدترین دوره رشدی او تبدیل می شود. والدین معمولا با ترس و نگرانی منتظرند تا دوره بلوغ به اتمام برسد. در دوره نوجوانی تغییراتی در رفتار و منش نوجوان رخ می دهد که آگاهی از آنها باعث می شود والدین با تسلط و اطمینان خاطر بیشتری با این دوره روبرو شوند.

 

 

اجتماعی شدن

در این دوره نوجوان دنیای بیرون را به محیط خانه و خانواده ترجیح می دهد و از خانه و افراد خانواده فاصله می گیرد. دوست دارد بیشتر اوقات خود را با دوستان اش در محیط بیرون از منزل بگذراند و به شرکت در فعالیت های گروهی تمایل دارد. این نوع رفتار در این دوره طبیعی است و در صورتی که والدین این پدیده رشدی طبیعی و رفتار نوجوان را به بی مهری او به خانواده، رفیق طلبی و انحراف اخلاقی نسبت دهند، ارتباط مثبت با فرزندشان را از دست می دهند.

 

 

تمایل به استقلال

در دوره بلوغ، نوجوان فاصله عاطفی اش را با والدین زیاد می کند. به عبارت دیگر رابطه کمتری با خانواده دارد و صدایی از درونش به او می گوید: «باید از جمع خانواده دور شوم تا بندی را که من را به والدین می چسباند، کمی سست شود و بتوانم به تنهایی و مستقل برای زندگی ام تصمیم بگیرم.» البته این ندای درونی، صدای سالمی است ولی در بیشتر موارد، والدین از این نوع رفتار فرزند تعبیر بدی دارند و آن را بی مهری و فاصله گرفتن می دانند. توصیه می شود والدین به فرزندان خود اجازه استقلال و عدم وابستگی بدهند. قطعا دخالت در امور نوجوان به صورت گسترده، با مقاومت او به شکل پرخاشگری، فحاشی و بی احترامی همراه می شود.

 

 

منفی گرایی

ممکن است وقتی نظر فرزند خود را در مورد موضوعی می پرسید، نظری مخالف نظر شما بدهد. بهتر است این مساله را بپذیرید که نوجوان در واقع با این منفی گرایی تلاش می کند به والدین و اطرافیانش بفهماند که تفکر و راه خاص خود را دارد و می خواهد عدم وابستگی اش را نشان دهد.

 

 

تقاضای حریم خصوصی

در هیچ دوره ای به اندازه دوره نوجوانی، حفظ حریم و مرزهای خصوصی فرد اهمیت ندارد. نوجوان نمی خواهد کسی به حریم خصوصی او وارد شود، در اتاقش را قفل می کند، پنهانی چیزهایـی می نویسد، نمی خـواهد کسی دفترچه خاطرات و نوشته هایش را بخواند و دوست ندارد کسی به کشوی میز و کمد او دست بزند. بهتر است حریم خصوصی فرزندتان را حفظ کنید و از طریق رابطه ای صحیح و مثبت با او اطلاعات لازم را به دست آورید نه پنهانی و مخفیانه چراکه در این صورت نوجوان در مقابل شما جبهه گیری می کند و رابطه شما با او خراب می شود.

 

 

تفکر خودمحور

در این دوره نوجوان، خود را در مرکز هستی می بیند و فکر می کند فقط خودش است و دنیا و تفکراتش. به همین دلیل نظرات شخص مقابل برایش قابل فهم نیست و این همان چیزی است که ما آن را به «خودرأیـی» و «لجاجت» تعبیر می کنیم.

 

 

الگوبرداری از دیگران

در دوره بلوغ، نوجوان به همراه و الگو نیاز دارد، اگر تنها بماند و اگر کسی نباشد که الگوی مناسبی در اختیارش بگذارد، خطر آغاز می شود. در این دوره نوجوان مرتب از دیگران الگوبرداری می کند (چیزهایی را از دیگران قرض می گیرد) الگوهایی مانند طرز حرف زدن، لباس پوشیدن، رفتارکردن در زمان های مختلف و...) و آنها را برای خود درونی می کند. معمولا برخلاف میل والدین، الگوهای خود را بیشتر از محیط بیرون انتخاب می کند و ممکن است از دید او، والدین الگوی مناسبی نباشند.

 

 

شکل گیری شخصیت و هویت

هرچه به اواخر دوران بلوغ نزدیک می شویم، نوجوان چیزهای قرض گرفته شده از الگوهایش را درونی تر می کند و شخصیت خاص خــود را می یابد، حال دیگر می داند کیست، از زندگی چه می خواهد، کجا می خواهد برود، علاقه مندی هایش چیست و برنامه اش برای شغل، ادامه تحصیل و ازدواج چیست.

 

 

شناخت جنسیت

شناخت جنسیت یکی از تغییرات دوران نوجوانی است که بیشترین ترس و اضطراب را در والدین برمی انگیزد. در این دوره نوجوان جنس مخالف را می شناسد و اقدام به برقراری ارتباط با وی می کند. از تکالیف مهم این مرحله رشدی، این است که نوجوان به درجه ای از بلوغ فکری برسد که جنسی شدن را انکار یا افراط نکند به این معناکه نه در ایجاد رابطه زیاده روی کند و نه اینکه مشکلی در برقراری ارتباط با جنس مخالف داشته باشد و جنس مخالف خود را به طریق سالمی بپذیرد. برای بیشتر والدین، صحبت کردن با فرزندان در مورد رفتار و روابط جنسی مشکل است.

والدین باید براساس سطح کنجکاوی و نیازهای فردی فرزندشان به سوالات آنها پاسخ دهند و درمورد مسوولیت ها و پیامدهای ناشی از فعالیت جنسی صحبت کنند. بارداری، بیماری های مقاربتی و روش های مدارا با احساسات جنسی، مسایل مهمی هستند که باید با نوجوانان در باره آنها صحبت شود. نوجوانان مجبورند به شدت با احساسات جنسی خود، استمنا، قاعدگی، سردرگمی در مورد هویت جنسی و چگونگی رفتار جنسی در یک ارتباط، کنار بیایند و نیازها و احساسات و رفتار خود را با خانواده، مذهب و فرهنگ خود هماهنگ کنند. صحبت با نوجوانان، ارتباط باز و آشکار و دادن اطلاعات صحیح شانس اینکه نوجوانان بهترین تصمیم خود را بگیرند، بهترین انتخاب خود را انجام دهند، ارتباط جنسی را به تعویق بیندازند و بفهمند که این تصمیم ها به مسوولیت پذیری و بلوغ فکری نیاز دارد را افزایش می دهد.

  • - گردآوری: تبیان لرستان
نظرات

 نام:
 *نظر:

مطالب مشابه

© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان لرستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.