امام علی(ع): قلب شخص نادان در زبان اوست و زبان شخص خردمند در قلب اوست.
۱۳۹۷/۸/۲۱ تعداد بازدید: ۳۲
print

نگاهی به روزگار دشوار امام حسن عسکری علیه السلام تا آغاز امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

سیدمهدی هریکنده ای

اشاره

یکی از دشوارترین روزگارها در عصر امامت، دوران امامت امام حسن عسکری علیه السلام بوده است. در آن زمان، فتنه های فراوانی رخ داد و شبهه های زیادی درباره امامت آن حضرت پدید آمد؛ به گونه ای که تنها عده ای اندک از دوستان و یاران خاص ایشان عقیده و ایمان خالص و ناب خود را از گردباد فتنه ها و توفان شبهه ها ایمن نگه داشتند و تا پایان عمر بر اعتقاد به امامت آن حضرت باقی ماندند. تدبیرهای شگرفی که آن حضرت برای حفظ جایگاه امامت و راهنمایی امت و حفظ جان شیعیان ـ به رغم آن همه وسوسه ها و دسیسه ها و دشمنی ها ـ به کار برد، خواندنی و شگفت‎انگیز است. آگاهی از این تدبیرها، برگی است از دفتر امام شناسی و معرفت به چگونگی انجام رسالت آن حضرت در آن روزگار دشوار.

نوشتار حاضر، سیری تاریخی درباره چگونگی مواجهه امام حسن عسکری علیه السلام با حوادث و رخدادهای روزگار خود است با توجه به منابع ذیل: رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان؛ سیدحسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل.

بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارش های غیبی و اقدامات شگفت امام حسن عسکری علیه السلام، بیش از صد مورد نقل شده است. به نظر می رسد علت این مسئله، شرایط نامساعد و جوّ پراختناقی بود که امام یازدهم و پدرش امام هادی علیه السلام، در آن زندگی می کردند؛ زیرا از وقتی امام هادی علیه السلام از سر اجبار به سامرا منتقل گردید، به شدت تحت مراقبت بود. ازاین رو، امکان معرفی فرزندش «حسن» به عموم شیعیان در مقام امام بعدی وجود نداشت و اصولاً این کار، حیات او را از سوی حکومت وقت، با خطر روبه رو می‎ساخت. به همین دلیل، کار معرفی امام عسکری علیه السلام به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این خصوص، در ماه های پایانی عمر امام هادی علیه السلام صورت گرفت؛ به طوری که هنگام رحلت آن حضرت، هنوز بسیاری از شیعیان از امامت امام حسن عسکری علیه السلام آگاهی نداشتند.

گویا عامل دیگری نیز در این زمینه بی تأثیر نبوده و آن، باور گروهی از شیعیان به امامت «محمد بن علی» برادر امام عسکری در زمان حیات امام هادی علیه السلام بوده است. پس از شهادت حضرت هادی علیه السلام، گروهی از خیانت کاران و نادانان، همچون »ابن ماهویه» این پندار را دستاویز قرار دادند و به اغوای مردم و منحرف ساختن افکار از امامت حضرت عسکری پرداختند. این عوامل دست به دست هم داده، موجب شک و تردید گروهی از شیعیان در امامت آن حضرت در آغاز گردیده بود؛ چنان که برخی از آنان درصدد آزمایش امام برمی آمدند و برخی دیگر در این زمینه به حضرت نامه می‎نوشتند. این تردیدها به حدی بود که امام در پاسخ گروهی از شیعیان، با آزردگی نوشت: «هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده اند». (پیشوایی، 1378: 644 و 645)

نقل های متعدد در کتاب‎ها و منابع قدیم، از گفت وگوها و اختلاف‎ها بر سر موضوع امامت آن حضرت سخن می گوید. برای نخستین بار در تاریخ امامت، در منقولاتِ مربوط به این دوره می بینیم برخی از به اصطلاح شیعیان، درباره پاکی و تقوای عملی آن امام معصوم مظلوم، سخنان بی ادبانه می گفته و القای شبهه می کرده اند، و برخی دیگر از همان ناپاکان مدعی می شدند دانش امام را سنجیده و آن را در سطح دانش کامل که برای ائمه لازم است نیافته اند.

بازگویی و یادآوری این بی حرمتی ها برای عاشقان و ارادتمندان آستان ولایت، بسیار دردناک و رنج آور است، ولی گویا توجه به آن برای تذکر و عبرت لازم باشد؛ که شاید همین ناسپاسی ها و کفران نعمت ها موجب شد سرانجام، جامعه تشیع از نعمت حضور امام معصوم محروم گردید؛ چنان که خود حضرت عسکری علیه السلام در برخی از مکاتبات خویش به امکان سلب نعمت های الهی در صورت تداوم و استمرار شیعیان در نافرمانی و عدم قدردانی از مقام امام، اشاره فرموده اند. (مدرسی، 1386: 134 و 135)

نکته دیگر درباره زندگی امام حسن عسکری علیه السلام آنکه، سال هایی که ایشان در سامرا می زیست، به جز چند نوبتی که به زندان افتاد، در صورت ظاهر همانند شهروندی عادی زندگی می کرد. طبعاً رفتار وی به طور محتاطانه ای زیر نظر حکومت قرار داشت. روشن است که امام عسکری علیه السلام همانند دیگر امامان، در صورت داشتن اختیار و آزادی، نه سامرا، که مدینه را برای زندگی برمی‎گزید. در واقع اقامت طولانی ایشان در سامرا، جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه، توجیه دیگری نمی تواند داشته باشد. این مسئله، به علت وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدت ها قبل شکل گرفته بود، در نظر خلیفه اهمیت فراوانی داشت و موجب نگرانی می شد و وحشت او را فراهم می آورد؛ چیزی که می بایست به گونه ای کنترل می شد.

به همین دلیل، از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دارالخلافه حاضر شود. چنین حضوری گرچه در ظاهر، نوعی احترام برای آن حضرت پنداشته می شد، در واقع تنها وسیله کنترل او بود.

علی بن جعفر از حلبی نقل می کند: در یکی از روزها که قرار بود امام به دارالخلافه برود، ما در عسکریه به انتظار دیدار وی جمع شده بودیم. در این حال از سوی آن حضرت توقیعی بدین مضمون رسید که: «کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا در امان نیستید». این روایت به خوبی نشان می دهد دستگاه خلافت، تا چه حد روابط امام را با شیعیانش زیر نظر داشته و آن را کنترل می کرده است. ضمن آنکه از درایت و تدبیر امام در حفظ جان شیعیانش نیز خبر می دهد. (جعفریان، 1384: 538 و 539)

مسئله مهم دیگری که بر مشکلات این دوره شیعیان افزود و در آینده در تشدید تنش هایی که پس از رحلت امام عسکری علیه السلام در جامعه تشیع پدیدار شد، نقش اساسی داشت، موضوع دعوی امامت برادر ناتنی آن حضرت، جعفر بود که بعدها بین شیعیان به «جعفر کذّاب» موسوم شد. جعفر گروهی کوچکی دور خود جمع کرد. این گروه بسیار فعال و پر سر و صدا و در مخالفت با امام عسکری علیه السلام و شیعیان آن حضرت بی ادب و بی پروا بودند. آنان درباره دانش حضرت عسکری علیه السلام بر احکام شریعت، سخنان نادرستی می گفتند و هواداران آن امام را بی شرمانه «حماریه» لقب می دادند. برخی تا آنجا پیش رفتند که امام معصوم و هواداران آن حضرت را کافر می خواندند. بدین ترتیب این مقدمات، موجب پیدایش دشمنی شدید میان جعفر و شیعیان حضرت عسکری علیه السلام گردید و از این پس، حضرت عسکری علیه السلام تا پایان عمر به کلی با جعفر متارکه فرمود و دیگر با او سخن نگفت و جعفر نیز تا پایان عمر ایشان همچنان به فتنه انگیزی و شرارت ادامه داد.

با توجه به این مسائل بود که چنان که از پرسش‎های مردم از امام عسکری علیه السلام برمی آید، شیعیان از همیشه نگران تر بودند که اگر حضرت بدون فرزندی وفات کند، تکلیف امامت چه خواهد شد؛ چون امام، برادری جز جعفر نداشتند. تازه اگر برادر دیگری هم بود، انتقال امامت از برادر به برادر جز درباره امام حسن و امام حسین علیهما السلام امکان نداشت و مبانی اعتقادی شیعه امامی به کلی فرو می ریخت.

در چنین زمینه ای بود که خداوند، وجود مقدس حضرت ولی عصر را به جهان و جهانیان و به ویژه جامعه تشیع کرامت فرمود و تکلیف مسئله امامت را ـ که نزد خداوند روشن بود ـ از نظر ظاهری نیز به سیر مقدّر و طبیعی خود ادامه داد. به یقین مولودی در اسلام، مبارک تر از این مولود، پا به جهان ننهاد! (نک: مدرسی، 1386: 147 ـ 150)

منابع

پیشوایی، مهدی. 1378. سیره پیشوایان. قم: مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق علیه السلام. چاپ هشتم.

جعفریان، رسول. 1384. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه. قم: انصاریان. چاپ هشتم.

مدرسی، سیدحسین. 1386. مکتب در فرآیند تکامل. تهران: کویر. چاپ دوم.

در سوگ خورشید سامرا

محمود سوری

اشاره

امروز عسکری به جهان دیده بسته است

قلب جهان و قطب زمان دل شکسته است

امام حسن عسکری علیه السلام در روز جمعه هشتم ربیع الثانی سال 232 در مدینه منوّره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت امام هادی علیه السلام و مادر گرامی اش با نام های سلیل، حدیث و سوسن شناخته می شود.

مدت امامتِ امام حسن عسکری علیه السلام شش سال بود که از سال 254 آغاز شد و در سال 260 با شهادت آن حضرت پایان یافت. آن حضرت در طول زندگانی و به ویژه در دوران امامت خویش، به واسطه مبارزه با طاغوت های زمان، در تبعید و زندان و تحت نظر خلفای وقت به سر می برد و سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 و در 28 سالگی، در شهر سامرا و به دستور احمد مُعتَمد، پانزدهمین خلیفه ستمگر عباسی مسموم شد و به شهادت رسید. (تبریزی، 1381: 15)

شرایط سیاسی ـ اجتماعی عصر امام حسن عسکری علیه السلام

خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت بر پیشوایان معصوم دریغ نمی کردند و این فشارها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهما السلام به اوج خود رسید. شدت این فشارها به قدری بود که سه پیشوای بزرگ شیعه که در مرکز حکومت؛ یعنی شهر سامرا می زیستند، با عمر کوتاهی جام شهادت نوشیدند؛ امام جواد علیه السلام در 25 سالگی، امام هادی علیه السلام در 41 سالگی و امام حسن عسکری علیه السلام در 28 سالگی که جمعاً 94 سال می شود. این مسئله، از شدت فشارها و صدمات رسیده بر آن بزرگواران حکایت دارد، ولی در این میان، فشارها و محدودیت های زمان امام حسن عسکری علیه السلام به دو علت از دو پیشوای دیگر بیشتر بود:

در زمان امام عسکری علیه السلام شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق در آمده بود و همه مردم می دانستند این گروه، به خلفای وقت معترض اند و حکومتِ هیچ یک از عباسیان ستمگر را مشروع و قانونی نمی دانند؛ بلکه معتقدند امامت الهی در فرزندان علی علیه السلام باقی است و در آن زمان، شخصیت ممتاز این خانواده امام حسن عسکری علیه السلام بود. گواه قدرت شیعیان، اعتراف «عبیدالله» وزیر «معتمد» عباسی به این موضوع است.

توضیح اینکه، پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام برادر آن حضرت؛ یعنی جعفر کذّاب، نزد عبیدالله رفت و گفت: مَنصب برادرم را به من واگذار؛ من در برابر آن سالیانه بیست هزار دینار به تو می دهم. وزیر به او پرخاش کرد و گفت: ای احمق، خلیفه آن قدر به روی کسانی که پدر و برادر تو را امام می دانند، شمشیر کشید تا بلکه بتواند آنان را از این عقیده برگرداند، ولی نتوانست، و با تمام کوشش هایی که کرد، توفیقی به دست نیاورد. اینک اگر تو در نظر شیعیان امام باشی، به خلیفه و غیرخلیفه نیاز نداری و اگر در نظر آنان چنان مقامی نداشته باشی، کوشش ما در این راه، کوچک ترین سودی برایت نخواهد داشت.

خاندان عباسی و پیروان آنان، بر اساس روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه است، از نسل امام حسن عسکری علیه السلام خواهد بود. به همین دلیل، پیوسته مراقب وضع زندگی آن حضرت بودند تا بتوانند فرزند او را به دست آورند و نابود کنند.

به این دو دلیل، فشار و اختناق درباره پیشوای یازدهم بسیار شدید بود و از هر طرف آن امام هُمام را تحت کنترل و نظارت داشتند. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بود که آن حضرت را ناگزیر کرده بود هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود. (پیشوایی، 1375: 620 ـ 622)

ابعاد هفتگانه فعالیت های امام حسن عسکری علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام با وجود همه فشارها، نظارت ها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی، یک سلسله فعالیت های سیاسی، اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضداسلامی انجام می داد که می توان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:

کوشش های علمی در دفاع از آیین اسلام و ردّ اشکال ها و شبهه های مخالفان، و نیز تبیین اندیشه درست اسلامی؛ چنان که با وجود اختناق بسیار آن دوره، تعداد شاگردان آن حضرت را بیش از صد دانشمند برجسته دانسته اند.

ایجاد شبکه ارتباطی سرّی با شیعیان مناطق گوناگون، از راه تعیین نمایندگان و اعزام پیک ها و ارسال پیام ها. برخی از این شهرها و مناطق عبارت اند از: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آوه، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرا و بصره.

فعالیت های سرّی سیاسی، با وجود تمام نظارت ها و مراقبت های حکومت عباسی. برای مثال، عثمان بن سعید عَمری، که بعدها از نمایندگان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت صغری شد، در پوشش روغن فروشی، اموال و وجوهات شیعیان را به امام حسن عسکری علیه السلام می رساند و مأموران عباسی نیز هیچ گاه از این ماجرا آگاهی نیافتند.

حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، به ویژه یاران خاص خود؛ چنان که پس از یاری یکی از یاران بدو پیغام داد: هرگاه نیاز داشتی، خجالت نکش و پروا مکن و از ما بخواه، که به خواست خدای تعالی به مقصود خود می رسی.

تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر فشارها و دشواری های آن دوره. آن حضرت از راه نامه نگاری، شیعیان برجسته خویش را از نظر روحی تقویت می کرد و به آنان در راه مبارزه جانانه، دلگرمی می بخشید.

امام حسن عسکری علیه السلام برای زدودن زنگار شک و تردید برخی از شیعیان، ونیز هدایت گمراهان، ناگزیر می شد پرده های حجاب را بالا بزند و از عالَم غیب خبر دهد و این، مؤثرترین شیوه جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود.

آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود، امام دوازدهم. (نک: همان: 626 ـ 652)

چند داستانک از زندگی امام حسن عسکری علیه السلام

(1)

مرد از بستگان امام حسن عسکری علیه السلام بود، ولی شراب هم می نوشید. یک بار رفت خانه وکیل حضرت در قم، ولی وکیل به دلیل شرابخوار بودنش راهش نداد.

وکیل که رفت سامرا، امام به خانه راهش نداد. گریه کرد و دلیل کار حضرت را جویا شد، فرمود: آن مرد از سادات بود؛ باید حرمتش را نگاه می داشتی.

وقتی وکیل برگشت قم، رفتار امام را برای آن سید تعریف کرد. مرد به گریه افتاد و دلش شکست. بعد رفت شیشه های شراب را شکاند و توبه کرد. (مستغنی، 1386: 86)

(2)

شخصی از آزار و اذیت همسایه اش به امام حسن عسکری علیه السلام نامه نوشت و شکایت کرد. حضرت پاسخ داد: به زودی از شر او خلاص می شوی؛ زیرا از طرف پسرعمویت به تو مالی می رسد.

چند روز بعد خبر آوردند که پسرعمویت مرده، ولی وارثی جز تو ندارد. مرد هم خانه ای تازه خرید و از شر آن همسایه خلاص گردید. (همان: 69)

(3)

چند نفر از یاران امام حسن عسکری علیه السلام بی صبرانه در کوچه ایستاده بودند و انتظار آمدن ایشان را می کشیدند. نگاه هاشان را به ته کوچه دوخته بودند، که ناگهان دیدند کسی نامه ای به ایشان داد. دست خط امام بود؛ نوشته بود: به من سلام نکنید؛ اشاره هم نکنید؛ نه با دست، نه با سر. جان‎تان در خطر است؛ زیرا اینجا پر از جاسوسان حکومت است. (همان: 41)

(4)

عباسیان امام را مسموم کردند. تشنه بود؛ می خواست آب بخورد، ولی دست هایش می لرزید و کاسه به دندان مبارکش می خورد. اشاره کرد به یکی از دوستانش که به اتاق کناری برود. در را که باز کرد، کودکی را در حال سجده دید. تا به حال پسر امام، مهدی زیبا چهره را ندیده بود. سر از سجده برداشت و به اتاق آمد. مهربانانه کاسه آب را به دهان پدرش، حجت خدا، امام حسن عسکری علیه السلام نزدیک کرد؛ لحظات آخر عمر آن بزرگوار بود.. ... (همان: 97)

در سایه سار کلام معصوم سیزدهم

دو ویژگی است که بالاتر از آن وجود ندارد: ایمان به خدای سبحان، و سود رساندن به برادران. (ربانی، 1382: 154: ح582)

اگر همه پلیدی ها را در خانه ای نهند، کلید آن دروغ است. (همان: ح583)

تقوای الهی پیشه کنید و مایه زینت ما باشید؛ نه مایه سرشکستگی ما. (همان: 155: ح584)

بهترین برادر تو کسی است که خطایت را فراموش کند و احسان تو را به خود، به یاد آورد. (همان: ح585)

هر که برادرش را در خلوت پند دهد، او را آراسته است؛ و هر کس برادرش را در جمع پند دهد، او را سرشکسته کرده است. (همان: ح586)

شادمانی کردن نزد انسان غم دیده، بی ادبی است. (همان: ح587)

انسان دو زبان و دورو، چه بد بنده ای است. (همان: ح588)

کسی که پارسایی، خوی او؛ بخشندگی، طبیعت او؛ و بردباری، خصلت او باشد، دوستانش زیاد است. (همان: ح589)

منابع

پیشوایی، مهدی. تابستان 1375. سیره پیشوایان: نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امام معصوم علیهم السلام. قم: مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق 7. چاپ سوم.

تبریزی، عبدالکریم. «سیری در سیره فردی و اجتماعی امام حسن عسکری»، ماهنامه مبلغان. ش30 (تیر 1381).

ربّانی، هادی و سید محسن موسوی. 1382. آینه یادها: مناسبت های شمسی و قمری در قرآن و حدیث. قم: دارالحدیث.

مستغنی، فاطمه. 1386. آفتاب نیمه شب: روایت داستانی زندگی امام حسن عسکری علیه السلام. اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان. چاپ نخست.

در محضر خورشید

ابراهیم اخوی

پرسش و پاسخ با امام مهدی علیه السلام

سعد بن عبد اللّه قمی می گوید: از امام مهدی علیه السلام پرسیدم: چرا مردم نمی توانند خود، امام را برگزینند؟

فرمود: نیکوکار را برگزینند یا تبهکار را؟

عرض کردم: نیکوکار را.

فرمود: آیا امکان دارد از سر ناآگاهی از خوبی و بدی درون یکدیگر، فرد فاسد و بدکاری را برگزینند؟

عرض کردم: بله.

فرمود: علّت این است. اینک برای تو برهانی می آورم که اندیشه ات قانع شود. به من بگو آیا پیامبرانی چون موسی و عیسی علیه السلام که خداوند آنان را برگزید و بر آنان کتاب فروفرستاد و از حمایت وحی و عصمت برخوردارشان ساخت و سران امّت خود بودند، آیا ممکن است این دو اگر بخواهند انتخاب کنند، انتخاب‎شان به یک منافق تعلّق گیرد و گمان برند او مؤمن است؟

عرض کردم: خیر.

فرمود: اما همین موسی کلیم اللّه با آن همه عقل و کمال علمی و نزول وحی بر او، برای میقات پروردگار خود، از میان سران قوم و سردمداران سپاهش هفتاد نفر را که در ایمان و اخلاص آنها شک نمی شد، برگزید، ولی انتخاب او بر منافقان تعلّق گرفت. خداوند متعال فرموده است: «موسی برای میقات با ما هفتاد مرد از میان قوم خود برگزید و چون زلزله آنان را فراگرفت، گفت: پروردگارا، اگر می خواستی، آنان را و مرا، پیش از این هلاک می ساختی. آیا ما را به [سزای] آنچه کم خِردانِ ما کرده اند، هلاک می کنی؟» پس وقتی مشاهده می کنیم کسی که خداوند متعال او را به پیامبری برگزیده است، افسد را انتخاب می کند و نه اصلح را و می پندارد که او اصلح است نه افسد، پی می بریم انتخاب امام تنها برای کسی رواست که از نهان د‎‎ل‎ها آگاه است. (محمدی ری شهری، 1377، ج1: 254: ح926)

محبت برتر

دل‎بستگی به خانواده، کاری پسندیده و بجاست و در نقطه مقابل وابستگی قرار دارد. زمانی که عواطف در مسیر اعتدال و میانه قرار دارد، سلسله مراتب آن به خوبی مراعات می گردد، ولی گاه افراط در علاقه مندی، سبب بروز وابستگی های عاطفی است که می تواند عاملی برای انحراف از مسیر حق باشد.

از دیدگاه آموزه های دینی، محبت، مراتبی دارد که از محبت به خدا آغاز و به علاقه های دیگر کشیده می شود. شاهکار دین، کمک به انسان ها برای مدیریت و طبقه بندی احساسات است. ازاین‎رو، زمانی که محبت به خانواده مانعی برای انجام دستورات خداوند و اثبات اولویت عاطفی به خداست، مسئله ای ناپسند شمرده می شود.

امام مهدی علیه السلام در سخنی می‎فرماید: «موسی علیه السلام در وادی مقدس با خدای خود به راز و نیاز پرداخت و عرض کرد: پروردگارا، من محبّت خود را خالصانه از آنِ تو کردم و دلم را از جز تو شستم ـ موسی علیه السلام خانواده اش را زیاد دوست می داشت ـ آن‎گاه خداوند متعال فرمود: "کفش های خود را برکن"؛ یعنی اگر محبّت تو خالصانه از آنِ من است و دلت از هوای جز من شسته شده است، پس محبّت خانواده ات را از دل خود برکن». (همان: ج 2: 420: ح3253)

احترام به حریم ها

جامعه سالم زمانی شکل می گیرد که احترام به حقوق دیگران در آن فرهنگ سازی شده باشد. این احترام از نمونه های عمومی، مانند احترام به قوانین ترافیکی گرفته تا موارد خاص، مانند محترم شمردن حریم های خصوصی تعریف می شود. یکی از جنبه های حریم آفرینی به روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر برمی گردد که ضوابط قانونی استواری برای آن تدارک دیده شده است. به دلیل فراوانی داد و ستدهای مالی مردم، بخش زیادی از فقه به مکاسب و متاجر اختصاص یافته است. کوتاهی در این باره می تواند سبب بروز نزاع های شدید و تخریب لایه های سازگاری اجتماعی گردد. از این رو، تأکید جدی دین بر شفاف سازی مسائل اقتصادی و رعایت مرزهای مالی است.

در سخنی از امام مهدی در این باره می خوانیم: «لایحِلُّ لأِحدٍ أن یتَصَرَّفَ فی مالِ غَیرِهِ بغَیرِ إذنِهِ؛ بر هیچ کس روا نیست بدون اجازه دیگری در مال او تصرف کند.» (حر عاملی، 1409ق: ج17: 309: ح 4) این تصرف به هر شیوه ای و با هر توجیهی، بدون اجازه مالک آن، تجاوز به حقوق مالی شمرده می شود.

ما شریک خدا نیستیم!

یکی از تلاش های همیشگی پیشوایان دینی، زدودن اندیشه های انحرافی، به ویژه از ساحت توحیدی است. عده ای از مردم، با مبالغه در حق رهبران دینی، آنان را در حدّ خداوندگاری بالا برده و شریک جدی برای خداوندی دانسته اند که یکتاست. در سفارش های پیامبران و خوبان، فراوان تنزیه خداوند از این مسئله دیده می شود که نمونه هایی از آن را در قرآن درباره حضرت عیسی علیه السلام می خوانیم.

پیشوایان دینی در توانمندی و دیگر خصوصیات برجسته، در عرض توانایی های خداوند نیستند، بلکه به دلیل موهبت های الهی، از ویژگی هایی چون دانش سرشار، قدرت رهبری، عصمت در برابر گناهان، توانمندی و مانند آن برخوردار شده اند که همه این توانایی ها در مراتبی پایین تر از صفات خدا و برتر از انسان های مادی طبقه بندی می شود. امام مهدی علیه السلام در تبیین این موضوع فرمود: «خداوند عزّوجلّ از آنچه در وصفش می گویند برتر است. پاک است و ستایش، همه از آنِ اوست. ما نه در علم او شریک او هستیم و نه در قدرتش». (مجلسی، 1403ق: ج 25: 266: ح 9)

منابع

حر عاملی، محمد بن حسن. 1409ق. وسائل الشیعه. تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم: مؤسسه آل البیت.

مجلسی، محمد باقر. 1403ق. بحارالانوار. بیروت: مؤسسة الوفاء.

محمدی ری شهری، محمد، 1377. میزان الحکمه. قم: درالحدیث.

  • - گردآوری: تبیان لرستان
© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان لرستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.