آرامش به معنی آرام بودن ، اطمینان داشتن و طمئنینه می باشد . آرامش یعنی لغزش نداشتن و در جای خود قرار داشتن است و معمولاً انسان هایی را آرام می گویند که بدور از هرگونه اضطراب و استرس به سر می برند . اما چرا گاهی انسانی را آرام و انسان دیگری را ناآرام می خوانیم ؟ و اساساً معیار ، در آرام بودن یا ناآرام بودن افراد چیست ؟ در طول تاریخ بشری همواره نظریه پردازان و اندیشمندان در تلاش بوده اند تا با معرفی
راه های مختلف ،راه دست یابی به آرامش حقیقی را به انسان های هم عصر خویش نشان دهند .در این میان عده ای با پیشنهاد اینکه آرامش را باید در ارضای بی قید وشرط امیال مادی جستجو کرد طرفدارانی پیدا نمودند که بعدها به این افراد «مادیون» یا طرفداران نظریه مادی گفته شد . مادی بودن به آنها پیشنهاد می کرد که چون حیات انسان فقط در این دنیا خلاصه می شود پس زودتر بجنبند و تا می توانند از این دنیا لذت ببرند حتی اگر به قیمت زیر پا نهادن ارزشهای اخلاقی باشد . با این حال در کنار چنین نظریه هایی که در میان متجددین بروز و رسوخ کرده بود نظریه دین ، درباره ی زندگی انسانها پابرجا بود . دین با آگاهی از فطرت انسانها و نیز ارائه نظریه ای مبنی بر وجود عالم دیگر همچنان ملجأ کسانی بود که دوست داشتند به ارزشهای اخلاقی پایبند باشند . اما جوامع غربی هرچه جلوتر رفتند بیشتر از نظریه مادی ضربه دیدند .بالا رفتن آمار خودکشی ، طلاق ، افسردگی ودیگر بیماری های روان تنی همه و همه ارمغان نظریه های مادی برای پیروان خود بود . چیزی که حتی امروزه هم در میان مردم جوامع غربی به خوبی مشهود است . استیون کرگ، یک درمانگر در بیرمنگام (در ایالت میشیگان آمریکا) میگوید: «در دنیای ما، مواردی مثل ثروت و مقام،
میتواند با شخصیت فرد کاملا در هم پیچیده شود. وقتی چنین شخصیت و هویتی از دست میرود و احساس ناامیدی و شرم میکنند، ضربهای که به آنها وارد میشود به قدری شدید است که احساس میکنند دیگر توانایی برگشت به حالت اولشان را ندارند .»(1)
در واقع باید گفت که چه امری باعث می شود تا این مادی گرایان با کوچکترین شکست احساسیأس می کنند ؟ آیا نبود اعتقاد به دین و دنیای دیگر علت اصلی یا عمده ی این ناهنجاری های روحی نیست ؟ باید گفت که امروزه بیشتر از هر زمان دیگری محققان و اندیشمندان به اعجاز پایبندی به دین و اصول آن و تأثیرش بر زندگی انسانها پی برده اند .در همین زمینه تی.بیرام ماراسو، رئیس روانپزشکی دانشکده پزشکی آلبرت انیشتین در دانشگاه یشیوا معتقد است :
«احتمال خودکشی مردم طبقه متوسط به خاطر مشکلات مالی کمتر است چراکه سود و زیانها چندان بیتناسب نیستند؛ روابط خانوادگی آنها صمیمیتر، عمیقتر و وسیعتر بوده و اعتقادات دینی آنها قویتر است که نقش عمدهای در جلوگیری از بروز احساس ناامیدی در آنها بازی
میکند.»(2)
با این توضیحات در می یابیم که آرامش حقیقی که انسانها در پی آن هستند جز در سایه ی معنویات حاصل نمی شود . لئو تولستوی می گوید : « اگر مذهب ( دیانت ) ما را تسلیت نمی دادزندگی رقت انگیزی داشتیم .»(3 ) واما معنویت که در اسلام از آن به ایمان به خدای یکتا
تعبیر می شود سرچشمه ی سعادت است .در این باره قرآن کریم می فرماید :« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُون»
کسانی که(به پیامبر اسلام) ایمان آوردهاند، و کسانی که به آئین یهود گرویدند و نصاری و صابئان [= پیروان یحیی] هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هیچگونه ترس و اندوهی برای آنها نیست.(4)
همانگونه که این آیه شریفه بیان می کند کسانی که به دین حق گرایش پیدا می کنند و به دنبال آن کار نیک انجام می دهند نه [از آینده] ترسی خواهند داشت و نه اندوهی [از گذشته] در دلشان باقی است . به عبارت دیگر چنین افرادی در آرامش کامل به سر می برند . آری مؤمن انسانی
آرام است که در وجودش تشویش واضطراب راه ندارد و این آرامش قلبی در سایه ی ایمان و ذکر و یاد پروردگار برایش پدید می آید . « الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب»آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛
آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد! (5)
اما خوب است بدانیم کسانی که در سایه ی ایمان به خدا به آرامش حقیقی دست یافته اند علاوه بر اینکه خود از مزایای این آرامش برخوردار می شوند به کسانی هم که با آنها ارتباط دارند تا حدودی می توانند آرامش دهند . به عبارتی همنشینی با چنین افرادی انسان را آرام می کند و باید گفت که این نوع از آرامش ، مُسری است . حال در زندگی هایی که در آن والدین و فرزندان از ایمان به خدا بهرمند هستند اوضاع چگونه است ؟ مبرهن است که این گونه زندگی ها سرشار از آرامش است ، چه ، افراد آن با داشتن روحیه ای معنوی ، خواسته ها و هدف زندگی شان صرفاً در امور مادی خلاصه نمی شود که با کوچکترین ناملایمتی مادی فوراً ناامیدی برآنها مستولی شود .آنها در سایه ی معنویات به امور دنیایی می پردازند وبنابراین به هر آنچه دارند شادند و همتشان این است که وظایف خود را در قبال همدیگر به خوبی انجام دهند . فرزندی که در این خانواده زندگی می کند می داند که با نیکی به والدین و جلب رضایت آنها خدا را ازخود خوشنود می سازد . و والدین نیزبه وظایف خطیر خود را در برابر تربیت فرزندانشان آگاهند . در چنین محیطی که به لطف ایمان به خداوند یکتا ، آرام و پایدار است ، پدر ، مادر و فرزندان به خصایل نیکوی انسانی آراسته
می شوند و این همان کانون خانوادگی مورد نظر اسلام است .در این محیط است که واژه های محبت و ایثار معنا می یابد و کانون گرم خانواده مستعد رشد و بالندگی روحی فرزندان است . آری این محیطی است که در آن کشمکش و بگو مگو راه ندارد و افراد آن، بدون غرور و خود پسندی – که منشأ اکثر اختلافات خانوادگی است – با یکدیگر برخورد می کنند و به سان دوستان صمیمی در حق یکدیگر محبت روا می دارند .
پي نوشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - منبع : خبرآنلاین5/11/87 1-اقتصاد ، قاتل جان ما- نیورک تایمز- 14 ژانویه - 2009
2- همان
3- دریای خرد ، سخنان کوتاه از مشاهیر جهان ، عباس محمد پور ، انتشارات نشر علم ،ص13
4- سوره بقره آیه 62
5- سوره رعد آیه 28
تهيه و تنظيم:پروانه قبادي كيا