ازدواج به عنوان پیمان مقدسی که بین زن ومرد ایجاد عُلقه و یگانگی می کند همواره مورد سفارش دین اسلام و پیشوایان دینی بوده است . تا آنجا که پیامبر اکرم (ص) آن را سنت خویش معرفی می کند وترک کننده آن را از امت خود ندانسته است .
ازدواج باعث آرامش و نشاط زوجین و از همه مهمتر سبب تبدیل شدن « من »ها به« ما » می شود . به عبارت دیگر در ازدواج فردیت پایان می پذیرد و هر کدام از زوجین خود را در زیر چتر همدیگر می بیند و این یعنی به یگانگی رسیدن و وحدت یافتن . فرزند محصول ازدواج است و پدر ومادر آنچنان به این میوه ی باغ زندگی خویش عشق می ورزند که حاضرند خود هر سختی را متحمل شوند تا فرزندشان در آرامش باشد . اما گاهی در بعضی زندگی ها همه چیز به ناگاه عوض می شود . روابط بین والدین به سردی می گراید و صدای « من» ها در زندگی مشترک بلند می شود . در این میان در زندگی هایی که فرزند ، نفر سوم است ساختار اختلاف والدین ، زندگی فرزند را نیز تحت الشعاع قرار می دهد . طلاق عاطفی نخستین اتفاقی
است که این گونه زندگی ها به آن دچار می گردند و در آن زن وشوهر در عین اینکه در یک خانه زندگی می کنند اما طوری با یکدیگر برخورد می کنند که گویی دو فرد بیگانه از یکدیگرند. در این خانواده ها هر چه دامنه اختلافات گسترده تر شود نه تنها زندگی مشترک به طلاق و جدایی تهدید می شود بلکه فرزند نیز به شدت در معرض آسیب روحی و روانی قرار می گیرد و مشکلات جبران ناپذیری فرزند چنین خانواده هایی را تهدید می کند . اما
اساسی ترین مشکل ، زمانی برای چنین فرزندانی رخ می دهد که والدین آنها کاملاً از هم جدا می شوند ویا به اصطلاح طلاق می گیرند .در آن زمان فرزند مجبور می شود تحت سرپرستی یکی از والدین قرار گیرد وبه عبارتی محکوم به زندگی تک والدینی می شود . اما مشکلات طلاق تنها به این مورد ختم نمی شود و آسیب های آن هم متوجه زوجین می شود و هم به شدت فرزند یا فرزندان را تحت تأثیر خود قرار می دهد .به طوری که طبق نظر روانشناسان ؛ افسردگی ،انزوا ، پرخاشگری ، نافرمانی و دیگر تنش های روحی و روانی فرزندان تک والدینی را تهدید می کند . اما نکته ای که حائض اهمیت است این است که اکثر کارشناسان مسائل اجتماعی یکی از عوامل مهم بزه کاری در نوجوانان را همانا تک والدینی بودن آنها و داشتن خانواده های نابسامان دانسته اند . جامعه شناسان با بررسی شرارت در میان نوجوانان و جوانان معتقدند : « محيط خانوادگي يكي از مهمترين الگوهاي ساختاري مؤثر در يادگيري رفتار از جمله بروز پرخاشگري افراد و كودكآزاري است. محيط خانوادگي ناسازگار با مشاجره دائمي پدر، مادر و اعضاء خانواده آثار سوئي در رفتار كودك باقي ميگذارد. اين آثار در سنين بلوغ و بزرگسالي
به صورت عصيان ، پرخاشگري ، سركشي از مقررات و قوانين اجتماعي در مردان و يا بيتفاوتي ، انزوا و گوشهگيري در زنان نمايان شده و منجر به اعمال بزهكارانه ميگردد.» (1)
آسیب های طلاق گرچه در ابتدا متوجه ی خانواده های طلاق گرفته می شود اما در دیدی وسیعتر همه ی جامعه را در بر می گیرد . طلاق ، فرزندانی دارد که جامعه را جولانگاه تخلیه روانی و عقده های عاطفی خود قرار می دهند واینجاست که به ارزش آموزه های دینی در زمینه ی بنیان خانواده بیش از پیش پی می بریم که در آنها طلاق منفورترین حلال خدا دانسته شده است . آری طلاق زمینه ساز بسیاری از معضلات و ناهنجاری هاست که اگر همسران مسلمان قدری بیشتر به تعالیم اسلامی و رعایت حقوق یکدیگر بر اساس دستورات دین پایبند باشند شاید کمتر شاهد این آسیب اجتماعی و به وجود آمدن تبعات آن باشیم .
پي نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- بررسي رابطه بين كودك آزاري والدين و شرارت در كودكان – نویسنده : عبدالرحيم اسدالهي و محمد براتوند ، نشریه جامعه شناسی ایران
تهیه و تنظیم : پروانه قبادی کیا