آقای حسن افشاری- پژوهشگر تاریخ نقاشی ایران- که به پیشنهاد نگارنده برای مطالعات میدانی پیرامون نگارههای پیشتاریخی غار دوشه به دره رود کشکان در شمال شرقی کوهدشت لرستان سفر کرده بود، با اخباری غمانگیز و دردآور و حیرتانگیز از سفر بازگشت. بنا به اخبار و عکسهای ایشان، تمامی بیش از یکصد نگاره باستانی غار دوشه تخریب شده و نابود گشتهاند.
چنین غارهایی در سراسر جهان دیده میشوند و برای نمونه میتوان از غارهای لاسکو (وبسایت رسمی غار لاسکو) و موسیه در فرانسه و غار آلتامیرا در اسپانیا (وبسایت رسمی غار آلتامیرا) یاد کرد. اگر این غارها با برنامهریزی سنجیدهٔ متولیان آنها تبدیل به یکی از مهمترین و مشهورترین مقصدهای توریسم فرهنگی در جهان شدهاند، غارهای باستانی ایران که صدها هزار سال سکونتگاه نیاکان مردمان این سرزمین بوده است؛ تبدیل به مزبلههایی ویران و فراموششده گشتهاند.
بیشترین پراکندگی غارهای استقراری در ایران در استان لرستان و در دامنهها و درههای مشرف به رودهای خرمآباد، سیمره و کشکان دیده میشود. غارهایی همچون: دوشه، همیان، پاسنگر، کنجی، قمری و میرملاس. آثار و نگارههای این غارها دهها سال است که توجه باستانشناسان و انسانشناسان را به خود جلب کرده و تاکنون گزارشهای فراوانی پیرامون آنها منتشر شده است. گزارشهایی که بسیار به ندرت به زبان فارسی ترجمه شده و در ایران منتشر شدهاند.
در این میان، غار دوشه یکی از نمونههای ممتاز و کمنظیر از نظر تعداد و تنوع نگارههای باستانی بود و بیشتر نقاشیهای آن به دورهٔ میانسنگی (مزولیت/ زارزی) تا عصر آهن تعلق داشت. یعنی فاصلهای زمانی میان ۱۵.۰۰۰ سال تا ۳.۰۰۰ سال پیش.
اکنون نگارههای غار دوشه- که تاریخنمای مصوری از زندگی پیشینیان و باورها و آرزوهای آنان بودند- برای همیشه از بین رفتند و به سرنوشت غمانگیز بسیاری از دیگر یادمانهای باستانی ایران پیوستند. به سرنوشت کتیبه فارسی باستان جزیره خارک، سنگافراشتههای ایلان داغی در مشکین شهر، چارتاقی نیاسر، کتیبه آرامی داریوش بزرگ در نقش رستم، نگارکندهای کفترلی، نیایشگاه بیبی در کوهستانهای شرق نراق، و بسیاری نمونههای دیگر.
نگارنده اطلاع ندارد که مسئولان محلی تا چه اندازه از این رویداد آگاهی دارند و یا در آن دخیل بودهاند؛ اما امیدوار و منتظر است تا اخباری را از سوی آنان نیز بشنود و احیاناً به سکوت یا توجیه روی نیاورند.