امام مهدی (عج): من ذخیره خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم
۱۳۹۴/۱۲/۲۰ تعداد بازدید: ۶۴۷
print

جشن‌ها و اعیاد در استان لرستان

جشن‌ها و اعیاد در استان لرستان
میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
مردم استان لرستان، در روز 17 ربیع الاول که مصادف با ولادت پیامبر اکرم(ص) امام جعفر صادق علیه‏السلام مى‏باشد، جشن مى‏گیرند. در این روز خیابان‏ها و بازارچه‏ها و میادین شهر را چراغانى مى‏نمایند. شهر را با پرچم و پارچه‏هاى رنگین تزئین مى‏نمایند. در شهرهاى مختلف مجالس جشن و سرور برپا مى‏گردد و با چاى و شیرینى از شرکت کنندگان پذیرایى مى‏شود.
در این مجالس برنامه‏هایى چون مدیحه سرایى، آواز خوانى، شعر خوانى و سخنرانى اجرا مى‏گردد. در برخى منازل نیز مراسم میلاد حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز برگزار مى‏گردد.
عید قربان
عید قربان یکى از اعیاد عبادى و اجتماعى بزرگ مسلمانان است. مردم لرستان به این روز اهمیت خاصى مى‏دهند و به مناسبت این روز ماه ذى الحجه را ماه قربانى کشان (قرونى کشو) مى‏نامند. کسانى که نذرى دارند براى رفع درد و بلا و همچنین و یا براى آمرزش اموات خود کسانى که حاجى دارند و یا کسانى که سال‏هاى قبل به حج رفته‏اند اقدام به قربانى کردن گوسفند در روز عید قربان مى‏نمایند. در این روز بسیارى از مردم شهرها به منازل علما و روحانیون معروف شهر مى‏روند و عید را به آنها تبریک مى‏گویند.
در این روز کسانى که قربانى مى‏کنند، گوشت قربانى را بین خانواده‏هاى مستمند و یا همسایه تقسیم مى‏کنند. اگر گوسفند را براى اموات قربانى کرده باشند، با گوشت آن غذایى تهیه مى‏کنند و عده‏اى را به صرف غذا دعوت مى‏نمایند. مدعوین نیز پس از صرف غذا براى متوفى فاتحه مى‏خوانند.
در بین عشایر نیز، گوسفندى را ماه‏ها قبل براى قربانى انتخاب کرده‏اند. با فرا رسیدن روز عید، گوسفند را آب داده و دعاى مخصوص در گوش گوسفند خوانده مى‏شود و سپس گوسفند را ذبح مى‏نمایند.
در این روز خانواده‏هایى که حاجى دارند، مراسم جشنى برپا مى‏سازند و با حنا و شیرینى از مردم پذیرایى مى‏کنند.
عید غدیر
مردم استان لرستان روز هیجدهم ذى حجه را به مناسبت واقعه غدیر خم و معرفى حضرت على علیه‏السلام به پیشوایى مسلمانان، جشن مى‏گیرند. مردم لرستان این روز بیش از سایر اعیاد گرامى مى‏دارند و در شهرها و روستاهاى استان آئین جشن و سرور برگزار مى‏شود. در این روز میادین شهرها، خیابان‏ها و سردر مغازه‏ها و اماکن عمومى و مساجد را چراغانى مى‏کنند و با پرچم‏ها و پارچه‏هاى رنگین شهر و روستا را آذین مى‏بندند.
مردم با تشکیل مجالس جشن و سرور در بازارچه‏ها و بعضا در منازل و تکایا با شیرینى و چاى از شرکت کنندگان پذیرایى مى‏کنند. در این مجالس، برنامه هایى چون مدیحه سرایى، شعر خوانى و موسیقى محلى اجرا مى‏شود. در تکایا و مساجد و منازل نیز مراسم جشن و سرور بر پا مى‏باشد و از وعاظ جهت سخنرانى دعوت مى‏شود. رفتن مردم به دیدار علما در این روز مرسوم است. مردم به دیدار علما رفته و عید ولایت را به آنها تبریک مى‏گویند.
در این روز به سادات توجه خاصى مى‏شود. مردم به دیدار سادات رفته و با آنها روبوسى مى‏نمایند. معمولاً سعى مى‏کنند در این روز صورت هفت سید را بوسه بزنند و معتقدند که این عمل ثواب بسیار دارد. لازم به ذکر است که مردم استان انجام کارهاى خیر چون عقد و عروسى را به این روز موکول مى‏نمایند.
نیمه شعبان
مردم استان لرستان روز پانزدهم شعبان را به مناسبت تولد حضرت مهدى(عج) گرامى مى‏دارند و آن را از اعیاد بزرگ مى‏شمارند. در این روز همانند سایر اعیاد خیابان‏ها و شهر را آذین بسته و چراغانى مى‏کنند و با برپایى مراسم جشن در مساجد و تکایا و حسینیه‏ها و منازل این روز را گرامى مى‏دارند. شرکت در مراسم جشن، رفتن به دیدار علما، رفتن به اماکن مذهبى و زیارتگاه‏ها، از جمله مراسم این روز مى‏باشد. توزیع شیرینى در بین مردم در سطح شهر و روستاها از سوى صاحبان مغازه‏ها جلوه خاصى به شهر و روستا مى‏بخشد و همگان را به وجد مى‏آورد. برخى از خانمها که نذرى دارند، در این روز در منزل خود مجلس جشنى را برپا مى‏سازند و از مدعوین با شیرینى و چاى و میوه و ناهار پذیرایى مى‏نمایند.
در سالروز تولد سایر ائمه از جمله امام رضا علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام نیز در سطح استان در مساجد مراسمى برگزار مى‏گردد.
شب یلدا
«شب یلدا» یا «شب چله» بلندترین شب سال مى‏باشد. مردم لرستان همانند مردم سایر نقاط ایران در این شب دور هم جمع شده و جشن مختصرى برپا مى‏کنند. مردم این شب تنقلاتى را از جمله: گندم، شاهدانه، آجیل و میوه‏هاى مختلف را تهیه مى‏کنند و به منزل بزرگ خانواده رفته و این شب را در کنار هم مى‏گذارند.
افرادى که وضع مالى شان خوب است در این شب گاو یا گوسفندى را ذبح مى‏کنند که به این رسم «کُشتى کُشان» گفته مى‏شود و سپس گوشت آن را [بین همسایگان، آشنایان و فامیل] تقسیم مى‏کنند.
نام دیگر شب یلدا (اولین شب دى ماه) اول قاهاره یا اول قارَه که برگرفته از شعرى است که در حلول جشن شب چله خوانده مى‏شود. داستان آن از این قرار است: موقعى که خانواده‏ها مشغول خوردن شب چره شب چله (گندم بریان و کشمش و کنجد) هستند پسران خانواده‏هاى دیگر که بین سنین ده تا بیست ساله‏اند هر کدام شالى را برداشته و بر پشت بام خانه همسایه مى‏روند و در حالیکه شال را از دیوار و یا ایوان خانه‏ها آویزان کرده‏اند مى‏خوانند:
امشو اول قاهاره: امشب بلندترین شب سال است (اول قاهاره است)
خیره د حونه‏ات باواره: خیر و برکت در خانه‏ات ببارد
نون و پنیر و شیره: نان و پنیر و شیره (همواره در خانه‏ات باشد)
کیخا حونت نمیره: بزرگ خانه‏ات نمیرد (زنده باشد)
و آنقدر این شعر را تکرار مى‏کنند تا صاحب خانه متوجه حضور آنان شود و از تنقلاتى که براى شب چره خود دارد مقدارى را لاى شالِ آویزان شده بسته و تکان مى‏دهد که به این وسیله بچه‏ها متوجه مى‏شوند باید شال را بالا بکشند و براى رفتن روى پشت بام همسایه دیگر عجله کنند. زیرا هر کس در این کار چالاکتر باشد سهم بیشترى نصیبش مى‏شود و گاهى صاحب خانه براى شوخى و مزاح پوست میوه، زغال، سنگ و یا چیزهایى بى‏ارزش دیگرى را به شال ببندد و موجب خنده خانواده و دماغ سوختگى بچه‏ها شود و این زمانى است که صاحب خانه شال را شناخته و مى‏داند که این شال دو یا سه بار آویزان شده است.
این کار گاهى موجب مى‏شود که لوله‏بخارى روى پشت‏بام چند لگد جانانه نوش جان کند و گوینده شعر اول قاهره با همین وزن به هجو صاحبخانه مى‏پردازد که:
امشو اول قاهاره خیر د حونه‏ات نواره نون و پنیر و حلوا کیخا حونه‏ات لنگ والا
امشب اول قاهاره (بزرگترین شب سال)؛ خیر و برکت در خانه‏ات نبارد؛
نان و پنیر و حلوا در خانه‏ات باشد (حلواى مرگ)؛ بزرگ خانه‏ات بمیرد.
عید نوروز
رسم‏ها و آئین‏هاى نوروزى از روزگاران کهن برجاى مانده و از نسلى به نسل بعد به ارث رسیده است و با دگرگونى شیوه‏هاى زندگى، تکنولوژى بدون آنکه هویت خود را از دست دهد تحول یافته است. از آداب و رسوم کهن پیش از نوروز بایستى از پنجه، چهارشنبه سورى و خانه تکانى یاد کرد که در واقع پیش درآمد آماده سازى فضاى جشن‏هاى نوروزى است.
یک هفته قبل از نوروز مردم خود را براى عید آماده مى‏نمایند و به قول خودشان «کاردُرِسى» مى‏کنند. در طول این هفته به خانه تکانى مشغول مى‏شوند و در و پنجره و دیوارهاى خانه را گردگیرى و تمیز مى‏نمایند. البته این کار بیشتر بوسیله زنها و دختران انجام مى‏شود.
یکى دیگر از آئین‏هاى قبل از نوروز، آئین چهارشنبه سورى است. در لرستان دو آیین چهارشنبه سورى برگزار مى‏شده است. یکى چهارشنبه آخر ماه صفر که از اول شب چهارشنبه نوجوانان هر خانه کوزه مى‏شکستند و بر پاره‏اى از شکسته آن مقدارى اسپند و چند سکه به عنوان دفع شر و بلا و مرض در کوچه‏اى رو به قبله و در تاریکى آن را پرتاب مى‏کردند و بدون آنکه پشت‏سر را نگاه کنند از آن محل دور مى‏شدند.
در برخى از خانه‏ها هم فال کوزه انجام مى‏شد. به این صورت که شب چهارشنبه هر کسى به نیتى مهره یا دکمه فلزى در کوزه مى‏انداخت و کوزه را شب زیر یک ناودان رو به قبله مى‏گذاردند و فرداى آن شب همه مرادمندان جمع شده و کوزه را دخترى در دامن پنهان مى‏کرد و دانه دانه مهره‏ها را از کوزه بیرون آورده در دست مى‏گیرد که کسى نبیند و یک نفر براى آن صاحب مهره یک فرد شعر از اشعار محلى مى‏خواند و صاحب مهره بایستى قصد و منظور خود را خوب یا بد از آن بیت شعر درک کند. فال گوش ایستادن هم یکى از کارهاى این شب بوده است. روز چهارشنبه پیش از برآمدن آفتاب، زنان با چادر و روى پوشیده به دباغخانه مى‏رفتند و اعمالى انجام مى‏دادند به نیت کسب محبت شوهر و یا شوهر دادن دختران (بخت‏گشایى).
یک چهارشنبه سورى دیگرى نیز در این استان انجام مى‏گیرد که این آیین با آئینى که تقریبا در تمام ایران انجام مى‏شود یکسان است. همچون دیگر نقاط ایران، این جشن در لرستان در روز چهارشنبه آخر سال برگزار مى‏گردد.
شکوه برگزارى این شب رنگ و حال دیگرى داشته و دارد. زیرا همگان در آن شرکت دارند حتى در روستاها. در این شب فضا پر از صداى ترقه مى‏شود و آتش افروزى در همه کوچه‏ها و خانه‏ها انجام مى‏شود. از روى شعله پریدن و گاهى رقص و پایکوبى در کنار شعله‏ها مرسوم است.
در مراسم آتش بازى که بیشتر، بچه‏ها و جوانان در آن شرکت مى‏کنند، حلقه‏هاى آتشى درست کرده و از سر آن مى‏پرند و از آتش سرخى آن را طلب مى‏کنند و زردى و ضعف را نثار آن مى‏کنند.
در چهارشنبه سورى حاجى‏فیروز پیام آور نوروز و بهار، نشاط و سرورى به جشن مى‏دهد. نواختن سرنا و دهل در روستاها و هم در شهرها در این روز معمول بوده است. قاشق زنى یکى از مراسم این شب بود.
کاشتن سبزه نوروزى از دیگر آیین قبل از نوروز است. از نیمه اول اسفند دانه‏هاى گندم، عدس، باقلا، تخمه سفید و کنجد را براى سبزه عید خیس مى‏کنند و یک هفته بعد آنها را در ظرفهاى چینى یا مسى با سلیقه و گاهى هم به اشکال هندسى مثلاً چهارترک یا شش ترک در اطراف و دایره (باقلا) در وسط، مى‏کارند و هر یک از ترک‏هاى آن نیز گندم یا عدس مى‏باشد.
کوزه سبزى هم معمول است. به این صورت که کوزه را با پارچه‏اى پنبه‏اى مى‏پوشانند، سپس تخمه سفید یا کنجد را در آب خیس کرده و بر روى کوزه به طور یکنواخت مى‏کشند و یک روز آن را مى‏گذارند تا بچسبد، پس از آن کوزه را پر آب مى‏کنند به طورى که آب موجب ریختن دانه‏ها نشود. از نفوذ آب از دیواره کوزه و به تدریج دانه‏ها سبز مى‏شوند.
گاهى بر گره‏هاى چرخى چوب قلیان نیز گندم مى‏کارند. مادر بزرگ‏هاى خانواده نیز به تعداد و به نام کودکان خانواده و براى نوادگان گندم خیس شده را در پوسته تخم مرغ مى‏ریزند و سبز مى‏شوند و پیش از تحویل سال آنها را به کودکان مى‏دهند که بر سفره هفت‏سین خودشان بگذارند.
از جمله کارهاى پیش از آیین نوروزى، دو شب ویژه مردگان است که هر خانواده‏اى در این شبها براى شادى و آمرزش مردگان خود آیینى برگزار مى‏نماید. که این شب‏ها بدین قرارند:
1. شب جمعه آخر سال یا آخرین پنج شنبه شب سال، که مردم بعد از ظهر روز پنج شنبه به گورستان رفته و بر مزار مردگان خود دعا مى‏کنند و خرما و حلوا پخش نموده و یا بر آنها شمع مى‏افروزند.
2. یک شب قبل از شب عید که آن را الفه [عَرَفه] مى‏نامند، نیز همگان به گورستان مى‏روند و براى گذشتگان خود طلب آمرزش مى‏کنند و خیرات مى‏کنند. اگر دو شب جمعه آخر سال و الفه پى در پى هم باشد هر دو شب برگزار مى‏شود.
در شب الفه یا یک شب پیش از شب عید، در هر خانواده پس از بازگشت از گورستان، به یاد مردگان حلوا مى‏پزند و نکته جالب آن است که به هنگام پختن حلوا وقتى روغن کاملاً داغ شد، به نام هر یک از مردگان یک مشت آرد در روغن مى‏ریزند و نام آن مرده را هم بیان مى‏کنند.
پس از آماده شدن حلوا آن را بین همسایگان پخش مى‏کنند و اعتقاد دارند که در آستانه سال نو ارواح مردگان به خانه‏ها مى‏آیند تا بدانند آیا به یاد آنها هستند یا نه؟ گاهى هم به نام و تعداد آنها در سقاخانه و اماکن مقدس شمع روشن مى‏کردند.
تهیه شیرینى نوروزى نیز یکى از مراسم جشن عید نوروز است. خانواده‏ها در گذشته اقدام به تهیه چند نوع نان شیرینى مى‏کردند که هنوز هم این روش و سنت برجاست.
از آن جمله نوعى نام شیرینى به نام «کاک» است که خمیر آن از آرد گندم است با آب شکر یا قند، که این خمیر با روغن گرم شده مالش (یا ورز) داده مى‏شود تا روغن کاملاً جذب خمیر شود. پس یک ساعت یک بانو که در پختن کاک مهارت دارد و اصولاً به کاک پز هم مشهور است و یک نفر از اهل آن خانه در کنار آتش و ساج نان پزى به پختن و تا کردن کاک مشغول مى‏شوند.
کاک پز «چونه» را بر پشت مجمعه مى‏گذارد و با چوب مخصوص (لله) آن را نازک مى‏کند و آن را بر ساج یا «تابه» داغ مى‏اندازد. زن دیگرى نیز پس از پختن آن را بر روى ساج، چهارگوش جمع مى‏کند و یا آن را به شکل لوزى مى‏برد و بر روى آنها با آب زعفران کلمه «مرگ من نشکن» همچنین کلوچه‏هاى مختلفى از جمله خرمایى، آردى و برنجى نیز مى‏پختند. امروزه بسیارى از خانواده‏ها هنوز هم کاک عید را مى‏پزند و پختن آن را به عنوان بخشى از جشن نوروزى خود مى‏دانند.
همان طورى که در همه جاى ایران معمول است، در لرستان نیز چیدن سفره هفت سین از مهمترین آیین‏هاى نوروزى است. حالا چه بر طاقچه و چه بر کف اطاق، به شکلى مفصل یا ساده چیده شود.
در شهر از قدیم سمنو، سپند، سیر، سبزه، سکه، سماق و سرمه بر سفره مى‏نهادند ولى امروزه با امکان دستیابى به سنبل و سیب و سایر سین‏ها تغییراتى داده شده است. سفره را رو به افتوزنو یا آفتاب زنان یا مشرق و یا رو به جنوب پهن کرده و بر بالاى آن آیینه، در وسط یک کاسه چینى آب در میان بشقاب که یک یا دو ماهى کوچک در آن انداخته شده مى‏گذارند و بعد اطراف آن ظرف‏هاى محتوى (سین) به تعداد افراد خانواده شمع، کتاب آسمانى، گلاب پاش و دیوان حافظ گذاشته شده و ظرف سبزى و یک بشقاب تخم مرغ پخته رنگ‏آمیزى شده و چند شاخه شکوفه یا بیدمشک، یک بشقاب نان شیرینى و کوزه‏هاى سبزى آرایش شده و نارنج نیز از جمله چیزهایى است که بر سفره مى‏گذارند.
در کنار سفره در قدیم که برق نبود، یک لاله یا یک لامپا از چند ساعت قبل از تحویل سال یا سه روز یا بیشتر بایستى روشن باشد. امروزه از برق استفاده مى‏شود. از دقایقى پیش از تحویل سال و در هر ساعت از شبانه‏روز اعضاى خانواده با لباس نو در کنار سفره هفت‏سین مى‏نشینند، و در گذشته بزرگ خانواده دعاى تحویل سال را مى‏خواند، و به انتظار مى‏نشستند تا توپ تحویل شلیک گردد. سپس کوچکترها دست بزرگتران را در همان کنار سفره مى‏بوسند و به عنوان دشت نخستین سکه یا پول که قبلاً لاى قرآن گذاشته شده بر مى‏دارد.
این نکته قابل ذکر است که اگر خانواده‏اى عزادار باشد سبزه مى‏کارند اما هفت سین را براى سال اول نمى‏چینند و دید و بازدید نمى‏روند. ولى اگر یک نفر از خانواده در سوگ خویشاوند خود سیاه‏پوش باشد حتما به هنگام تحویل سال جامه خود را عوض مى‏کند و پس از یک ساعت دوباره سیاه بر تن مى‏کند.
شام عید
در لرستان دو شب عید یعنى شب اول و دوم سال نو پلو مى‏پزند و بسته به این است که جشن خانواده و سنت دیرین چه باشد. مثلاً در یک خانواده حتما شب اول باقلاپلو و شب دوم چلو و خورش سبزى مى‏پزند و مى‏گویند جشن هر سال ما این است و کسى دیگر نوعى دیگر. اما حتما در هر دو شب برنج پخته مى‏شود. در برخى مناطق استان غذاهاى مخصوص این شب عبارتند از: آش دوغ، لى لى پلو، و... .
تهیدستان در جشن نوروز فراموش نمى‏شوند. خانواده‏هاى توانا شام عید همسایه یا افراد تهیدست را به صورت خشکه یا پخته در اختیار آنها مى‏گذارند.
اگر دختر و پسرى نامزد و یا عقد کرده یکدیگر باشند، از خانه داماد در شب عید یک مجمعه شام مخصوص عروس با یک خوانچه محتوى یک بشقاب سبزه و هدایاى نوروزى و شیرینى به خانه عروس مى‏فرستند و عروس باید شام خود را از آن صرف کند.
دید و بازدید نوروزى از دیگر آیین‏هاى جشن نوروز است که با آغاز سال نو آغاز مى‏شوند.
آغاز دید و بازدید بسته به ساعت تحویل سال است. اگر در نیمروز یا قبل از ظهر باشد در همان وقت و اگر دیرگاه یا نیمه سال باشد از بامداد روز بعد دید و بازدید آغاز مى‏گردد.
نخست به دیدار روحانیون برجسته شهر براى گفتن مبارکباد مى‏روند و هر یک از روحانیون به دیدارکنندگان یک سکه عیدى مى‏دهد و با شیرینى از بازدید کنندگان پذیرایى مى‏شود. آن گاه هر کس با خانواده به دیدار بزرگ خاندان مى‏روند و رعایت احترام بزرگتران لازم و حتمى است.
آنها که در طول سال با هم کدورتى داشته‏اند به وساطت بزرگترها، کینه‏ها را از دل بیرون کرده با هم آشتى و روبوسى مى‏کنند و مى‏گویند همان طورى که خانه تکانى شده باید دل تکانى و سینه‏تکانى هم بشود و کینه‏ها و دشمنى‏ها را نیز به دور ریخت.
در روستاها و مناطق عشایر نشین در روز اول فروردین همه مردان دسته جمعى به خانه مسن‏ترین و معتمدترین فرد آبادى مى‏روند و پس از صرف چاى و شیرینى به صورت گروهى تمام خانه‏هاى ده را مى‏گردند و عید مبارکى مى‏گویند. عید مبارکى زنان در روستاها و مناطق عشایرى پس از مردان آغاز مى‏شود.
شنبه به در و سیزده به در
مردم اولین شنبه سال را از بامداد یا بعد از صرف ناهار به باغ و صحرا مى‏روند. در این روز اغلب زنان و دختران در مکان‏هاى نظر کرده و مورد احترام «ننو» کوچکى به نیت بخت‏گشایى و حاجت روایى مى‏بندند. اگر پس از ساعتى باد خاشاک یا پَر کاهى در آن مى‏ریخت نشانه آن بود که حاجت روا خواهد شد. مردان به ورزش و دختران به تاب بازى مشغول مى‏شوند تا روز به پایان برسد.
در لرستان مراسم سیزده بدر را در روز چهاردهم فروردین برپا مى‏دارند و اعتقاد دارند که اولین روز نوروز روز ویژه است و سیزده روز پس از آن را باید حساب کرد و آیین سیزه به در را انجام داد.
به همین خاطر سیزده بدر را چهاردهم فروردین انجام داده و به آن چهارده بدر مى‏گویند و سیزده بدر رسمى کشور را سیزده بدر غریبه‏ها نامیده و چهارده بدر را سیزده لُرها گفته و به صحرا مى‏روند.
البته در برخى از نقاط استان نیز سیزده بدر در روز سیزدهم نوروز برگزار مى‏شود. مردم برخى شهرهاى استان در این روز به مکان‏هاى سرسبز رفته و روز را در آنجا سپرى مى‏کنند.
در این روز مردم گیاهان سبز را به هم گره مى‏زنند و نیت مى‏کنند که سال خوب و خوشى را در پیش رو داشته باشند.
آئین سیزده‏بدر در لرستان همانند سایر نقاط ایران یک جنبش و حرکت عمومى و نمایش زیباى سنت ایرانى است که مردم از بامداد و بعضى قبل از برآمدن آفتاب به باغ و صحرا مى‏روند.
عده‏اى به باغ‏هاى نزدیک و گروهى که وسیله نقلیه داشته باشند به جنگل‏ها و دشت‏هاى اطراف مى‏روند، و جالب است که باغداران براى رفاه مردم، درهاى باغ‏هاى پرشکوفه خود را به روى مردم مى‏گشایند.
جشن عروسى
از دیرباز واژه عروسى مترادف با شادى بوده و مردان و زنان همواره از عروسى و شب عروسى به عنوان به یاد ماندنى‏ترین شبهاى عمرشان یاد کرده‏اند. به همین سبب، اغلب باورهاى این جشن، پُر سرور همراه آرزوهاى نیک و فال‏هاى نیکوست.
مردم برخى از نقاط استان مثلاً مردم بروجرد معتقدند که حناى شب حنابندان مُراد مى‏دهد. نیازمندان، آن را به نیت کارى خیر به انگشتان دست و پاى خود مى‏گیرند. حتى بى‏نیازان و شادکامان و سپید بختان نیز کف دست خود را به حناى آغشته مى‏سازند تا از شگون بهره گیرند.
اغلب لرستانیها معتقدند که عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته‏اند. همچنین این دیار بر این باورند که نبایستى روز عروسى شیئى در خانه شکسته شود چرا که شگون ندارد. در بسیارى از مناطق استان لرستان (بروجرد، چگنى، خرم‏آباد، ززو ماهر و و...)، خانواده داماد به عنوان نذر، وسیله‏اى هر چند کوچک از خانه عروسى مى‏ربایند که بعضى نیز معتقدند این دستبرد دوستانه بایستى کاملاً محرمانه باشد.
در باور مردم استان، هر روز خدا، داراى خصوصیاتى است و به همین دلیل روزى را براى سفر، روزى را براى نذر و دعا و غیره و روزى را هم براى شادى و برگزارى مراسم عروسى مناسب مى‏دانند.
بروجردى‏ها، معمولاً عروسى خود را شبهاى جمعه برپا مى‏کنند و خصوصا شنبه شب و چهارشنبه شب را براى عروسى، خوش یمن نمى‏دانند. بختیارى‏ها هرگز در شب شنبه عروس را به خانه داماد نمى‏برند.
در منطقه بختیارى سه روز بعد از شب عروسى زن‏هاى آبادى، نوعروس را به سرچشمه مى‏برند و از او مى‏خواهند تا هفت مشک آب را پر کند. آنگاه زن‏ها این مشک‏ها را که با دست نوعروس متبرک شده است به خانه‏ها مى‏برند تا مرادشان حاصل آید.
تقریبا در بین تمام مردم لرستان جوانى که دیر زن گرفته جایگاه کوچکى در اجتماع دارد. همچنین مردم لرستان، حضور زنان بیوه و زنانى که دو شوهر کرده‏اند را در محل آرایش و رتق و فتق امور عروسى بدشگون مى‏دانند.
در منطقه بروجرد، وقتى عروس مى‏خواهد پاى سفره عقد بله بگوید، پسرکى را روى پایش مى‏گذارند. به این نیت که فرزند اول نوعروس پسر باشد.
این باور را در ایل بختیارى [در برخى مناطق روستاى استان] و خصوصا در منطقه ززوماهرو به صورت دیگر مشاهد مى‏کنیم. وقتى روز عروسى، داماد براى بردن عروس مى‏آید بعد از این که عروس را سوار بر اسب کردند. پسر بچه‏اى را به آغوش او مى‏گذارند به نیت این که فرزند اولش پسر باشد.
تقریبا در تمام مناطق لرستان [به ویژه روستاهاى استان] در شب عروسى برادر عروس شالى به کمر عروس مى‏بندد و مقدارى نان در آن مى‏نهد با این آرزو که خانه داماد همواره پر از نان [رزق و روزى] باشد.
آیین عروسى
در هر یک از مناطق مختلف لرستان آیین‏نامه‏هاى عروسى [نحوه جشن عروسى و آداب و رسوم مربوط به آن] به شیوه‏اى خاص برگزار مى‏شود.
مراسم عروسى گرچه داراى وجوه مشترک فراوانى است ولى از نگاهى دیگر ویژگى‏هاى خاص آئینى هر منطقه را داراست که نمایانگر خصوصیات دینى ـ فرهنگى و گاه جغرافیایى قوم و طایفه مورد مطالعه مى‏باشد.
به عنوان مثال ناف‏برى و آیین دستمال (هنگامیکه در خانه‏اى نوزاد دخترى به دنیا مى‏آید، صاحبان خانواده پسر، دستمال نوزاد دختر مى‏بسته‏اند با این نیت که دختر نامزد پسر مورد نظر مى‏باشد) رسومى است که در تمام مناطق لرستان رسم بوده و هنوز هم جارى است.
با وجود اشتراک‏هاى فراوان میان آیین‏هاى عروسى در نقاط مختلف استان، تفاوتهاى فروانى نیز به چشم مى‏خورد. هم اکنون به ذکر چگونگى آیین عروسى در چند منطقه از لرستان مى‏پردازیم.
در برخى مناطق استان (نورآباد و...) کیفیت آیین عروسى از این قرار است که خانواده پسر جهت آگاه شدن از نظرات خانواده مقابل دو تن از ریش سفیدان محل را به منزل دختر مورد علاقه‏اش مى‏فرستد.
اگر خانواده موردنظر با وصلت موافقت کردند روزى را به عنوان «دستگیرونى» تعیین کرده و در روز مورد نظر مبلغ جهیزیه و شیربها را مشخص مى‏نمایند و موافقت‏نامه را طرفین با حضور چندین ریش سفید امضاء مى‏کنند.
بعد از مجلس دستگیرونى پدر و مادر دختر، داماد را براى صرف شام به منزل خود فرا مى‏خوانند. در آن شب داماد بایستى هدیه مناسبى براى پدرزن آینده خود همراه ببرد.
معمولاً هم سنگ این سوغات و گاه بیشتر از مبلغ آن از شیربها کم مى‏کنند. سپس مجلس عقد منعقد مى‏گردد.
شب قبل از عروسى در نورآباد شب حنابندان است که هزینه مجلس معمولاً از طرف داماد پرداخت شده و در خانه عروس برگزار مى‏شود در این شب پدر و مادر و فامیل نزدیک داماد که به خانه دختر دعوت شده‏اند هر کدام هدایایى به عروس آینده خود مى‏دهند.
روز بعد از حنابندان داماد به همراه حدود صدنفر و گاه در حالى که یک یا چند دسته نوازنده آنان را مشایعت مى‏کند به طرف منزل عروس حرکت کرده تا با عزت و احترام عروس آینده خود را به خانه بخت بیاورد، سه روز پس از شب زفاف مادر عروس در حالى که توسط چند زن از اقوام مشایعت مى‏شود به طرف منزل جدید دختر خود رفته و در آنجا به اتفاق داماد و اقوام او غذایى را که خود پخته صرف مى‏کنند آنگاه داماد جوان نیز هدایایى به مادرزن و زنان همراه اعطا کرده و به همسر تازه خود اجازه مى‏دهد تا همراه مادرش به خانه پیشین باز گردد. چند روز پس از این آئین، خانواده عروس از داماد و همراهان دعوت مى‏کنند تا جهت بردن عروس خود براى صرف ناهار و یا شام به خانه آنها بروند.
در این روز پدر عروس هدیه‏اى مناسب به دختر خود مى‏دهد که بوونى نام دارد. از فرداى این روز رفت و آمد دو خانواده شکل عادى به خود گرفته و عروس مى‏رود تا پس از شرکت در مجالس دعوت خصوصى با اقوام شوهر خود آشنا شود.
در برخى از مناطق استان (مناطق کوهستانى، [عشایر]، بختیارى خصوصا ززوماهرو، شول آباد، برنوید و...) مراسم ازدواج بدین گونه برگزار مى‏شود: ابتدا، خانواده پسر بى‏آنکه رسما علاقه خود را به ازدواج با دختر مورد علاقه اظهار دارند سعى مى‏کنند بطور پنهانى از نظر دختر و خانواده‏اش آگاه شوند که به این عمل اصطلاحا زیر به زیر مى‏گویند.
پس از حصول نتیجه مثبت براى دریافت رسمى نظرات آنان پیکى از جانب پدر و مادر پسر به خانه دختر رفته و موضوع خواستگارى را آشکار مى‏کند.
این اولین پیغام بر شادى پس از اعلام موافقت خانواده دختر از جوان هدیه‏اى دریافت مى‏کند و از این پس با فرستادن حلقه و یا انگشترى به خانه دختر روى او نشانه گذاشته و این بدان معناست که دختر نامزد دارد، در شب بله برون خانواده پسر تعدادى از ریش سفیدان و بزرگان طایفه را با خود همراه کرده و با اطلاع قبلى به منزل دختر مورد نظر مى‏برد با موافقت رسمى بزرگ خانواده عروس، پاى داماد به خانه عروس باز مى‏شود.
در این مرحله که پسر جوان به دامادى خود امیدوار مى‏شود، یکدست لباس کامل زنانه به همراه یک سرى رخت و تن پوش به عنوان سررختى براى عروس و خانواده او هدیه مى‏آورد.
معمولاً برگزارى مراسم عقد و عروسى یک‏سال بعد از این آیین انجام مى‏پذیرد. ولى در این یک‏سال اگر دو طایفه فرد رو به موتى داشته باشند قبل از فوت او مراسم را برگزار مى‏کنند (بختیارى‏ها مراسم عروسى را بعد از سالگرد متوفایشان برگزار مى‏کنند) بعضى از خانواده‏ها خصوصا اقوام وملاى آبادى را خبر مى‏کنند تا صیغه‏اى خوانده و پسر و دختر شرعا محرم شوند که بهر حال عروسى سال بعد برگزار مى‏گردد.
بختیاریها خصوصا اهالى ززوماهرو در روز عروسى جشنى، برگزار کرده و مهمانى مفصلى مى‏دهند. که هزینه و زحمت پخت و پز این غذا به عهده داماد و خانواده اوست و آن چنین است که چند تن از بستگان و نزدیکان داماد مقدارى روغن و برنج و قند و چاى را به همراه چند گوسفند به محل خانواده عروس برده و خود به طبخ غذا مى‏پردازند که این آیین را اصطلاحا «باروزى» مى‏نامند.
روز خرج بران روز تعیین شیربها و مهریه و چانه زدن براى کم یا زیاد کردن آن است، در این مجلس بزرگان دو طرف نقش اساسى را بازى کرده و پس از دریافت نظرات دو خانواده مبلغ نهائى را پیشنهاد کرده و آن را به دو خانواده اعلام مى‏دارند. وظیفه هر دو طرف قبول پیشنهاد بزرگان و ریش سفیدان است که در این لحظه داماد برخاسته و در حضور جمع دست پدر زن آینده خود را مى‏بوسد.
اما زبان گشو نیز آئینى است در ادامه همین مجلس و آن بدین صورت است که هنگامیکه داماد مقدارى از شیربهاى تعیین شده را (نقدى یا جنسى) در حضور یکى دو ناظر پرداخته و توافق نامه اولیه توسط ریش سفیدان و بزرگان خانواده دو طرف امضا مى‏شود و عروس نیز طبق رسم، معمول بایستى آن را توشیح فرماید تا در این هنگام او از امضاء توافق نامه خوددارى مى‏ورزد و طبق رسم داماد هدیه‏اى به او مى‏دهد که پاى ورقه را امضاء نماید به این هدیه در اصطلاح عامیانه زبان گشونه مى‏گویند.
چنانچه دوران نامزدى پسر و دختر به عید نوروز بکشد، داماد به همراه والدین خود با عیدى مفصلى از قبیل یک گونى قند یک دست لباس، چند راس گوسفند، یک گونى برنج یک صندوق چاى و عطر و انگشتر و طلا به خانه پدر عروس رفته و ضمن بازدید و عید دیدنى هدایا را تقدیم مى‏دارد.
چنانچه بعد از عید و دریافت عیدانه نامزدى توسط داماد به هم بخورد عیدانه به هیچ وجه مسترد نخواهد شد، ولى اگر عروس و یا خانواده او پیوند را بهم بزنند بایستى مخارج عیدانه را بطور کامل به داماد پرداخت نمایند.
مراسم عقد معمولاً نزد ملاى محل و در صورت امکان نزد روحانى محضردار برگزار مى‏گردد.
روز عروسى داماد به تناسب مدعوین چندین راس گوسفند که گاه به پانزده راس مى‏رسد با مقدارى برنج و روغن و قند و چاى همراه چند فرستاده به خانه عروس روانه کرده تا فرستادگان غذا را طبخ نمایند.
در این روز سوارکارى و تیراندازى، چوب بازى و رقص با دستمال از جمله مراسمى است که انجام مى‏گیرد.
چوب بازى مراسم بختیارى بسیار دیدنى و جذاب است که معمولاً همراه با نواختن ساز و دهل صورت مى‏گیرد. کلاه وِرانى نیز از جمله بازیهائیست که در روز عروسى انجام مى‏گیرد و آن بدین صورت است که دو اسب سوار کنار هم مى‏تازند و هر کدام سعى مى‏کند کلاه دیگرى را بقاپد.
در این بازى جایزه از آن کسى است که کلاه سوار کار دیگر را برباید. هنگامیکه مى‏خواهند عروس را به خانه داماد بفرستند برادر عروس یا پسرعموى او شالى را به همراه مقدارى قند و نبات دور کمر خواهر و یا دخترعموى خود مى‏بندد که پس از آن تنها داماد است که حق باز کردن شال از کمر عروس خود را دارد و عروس و داماد در صبح فردا عروسى قند و نبات را به نشانه شیرین شدن زندگى آتیه خود مى‏خورند.
هنگامى که عروس را به خانه داماد مى‏برند، جهیزیه را مقابل دید همگان تحویل داماد داده و آنگاه عروس و داماد را سوار اسب کرده و پسرکى را در آغوش مى‏گذارند به این نیت که فرزند اول او پسر باشد اسب از پیچ و خم کوچه‏هاى باریک ده و یا فراز و نشیب جاده مالرو بین دو آبادى گذشته و به مقصد مى‏رسد، داماد پیاده مى‏شود اما تا عروس هدیه‏اى که معمولاً گاو و یا گوسفندى است پر ارزش، از پدر شوهر خود نگیرد از اسب پیاده نمى‏شود.
از هنگام پیاده شدن عروس تا ورود به خانه داماد آیین دیگرى بنام «بره‏کُشون» اجرا مى‏شود و آن بدین صورت است که معمولاً گوسفندى جلو منزل داماد سربریده و از عروس مى‏خواهند که از روى خون رد شود اما عروس پا جلو نمى‏گذارد تا تکه‏اى طلا از دست شوهرش بگیرد.
آنگاه قدم به زمین خونرنگ مى‏نهد. این در حالتیست که خانواده عروس گوسفند و طبقى حلوا را جهت پذیرایى میهمانان به خانه داماد فرستاده است.
در مراسم عروسى معمولاً نوازندگان و زنان آوازى دسته جمعى موسوم به هیوله مى‏خوانند و مردان جوان از سر شوق تیرهاى هوایى شلیک مى‏کنند.
بختیارى‏هاى ززو ماهرو برخلاف بسیارى دیگر از مناطق لرستان، زن و یا زنانى را در شب زفاف براى یافتن خبر در خانه داماد نمى‏گذارند.
از همان اولین روز پس از عروسى بستگان عروس به خانه او رفته و هدایایى به نوعروس مى‏دهند که به آن «رى گشا» مى‏گویند. عروس هم در مقابل، با بذل هدایایى مانند دستمال چیت که در چمدانى نگاه داشته لطف آنان را پاسخ مى‏گوید.
سه روز پس از عروسى، زن‏هاى آبادى جمع شده و نوعروس را با خود به سرچشمه برده و از او مى‏خواهند تا هفت مشک آب را پر کند. زن‏هاى اهل ده از این آب متبرک، با دست نو عروس پر شده مى‏نوشد و مرادشان را طلب مى‏کنند.
یکى دو روز پس از شب زفاف، داماد به همراه یکى از بستگان خود به خانه پدرزن رفته و دست وى را مى‏بوسد، در مقابل پدر زن نیز هدایایى به داماد و همراه او مى‏دهد این آیین را «داماد سلام» مى‏گویند.
عروس تا یک هفته در خانه داماد مانده و سپس، بستگان وى، او را به منزل پدر خود مى‏برند و نوعروس یک هفته دور از شوهر خود، در خانه پدرى به سر مى‏برد، آنگاه داماد به خانه پدر زن رفته و پس از صرف ناهار، همسرش را به منزل خود دعوت مى‏کند و بعد از این رفت و آمد عادى بین دو خانواده آغاز مى‏شود.
عروس هم که آخرین هدیه‏اش را که معمولاً شامل لباس و یا گوسفند و یا گاویست از خانواده شوهر گرفته و به کار روزانه خود مى‏پردازد. اما پس از این، نوبت اهل آبادیست تا با دعوت از خانواده جوان و پرداخت هدایایى در حد توان خود، آنان را در کشیدن بار زندگى کمک کنند. از دیگر رسوم مربوط به ازدواج مى‏توان به «جاهل نشین» و «داماد سلام» اشاره کرد که در برخى از مناطق استان به ویژه در بروجرد رایج است.
جاهل نشین معمولاً دو شب قبل از عروسى است و آنهم بدین صورت که خانواده داماد، جگر گوسفندى را به روش خاص طبخ کرده و با دعوت از رفقاى مجرد اجازه مى‏دهند تا وى آخرین شب تجرد را با دوستان جوانش بگذراند. این جمع دوستانه تا نزدیکیهاى صبح به گفتگو و خنده و شادى پرداخته و آنگاه داماد را تا حمام مشایعت مى‏کنند.
داماد سلام، معمولاً سه روز بعد از عروسى، خانواده عروس، زوج جوان را با چندتن از اطرافیان داماد دعوت کرده و داماد به دست بوسى پدر زن خود مى‏رود، پدر عروس هم هدیه‏اى در خور به داماد و هدایایى نیز به همراه او داده و این گونه باب رفت و آمد، باز مى‏شود.
عروسان بروجردى نیز چند روز پس از عروسى به خانه پدر خود رفته و چند روزى را در آنجا، سر مى‏کنند.
در روستاهاى بروجرد نیز کمابیش همین آیین مرسوم است و عروسى در پنج مرحله مذکور انجام مى‏گیرد.
منتها هدایاى عروسى، کمتر توسط زنان و بیشتر بدست مردان پرداخته مى‏شود.
اهداء هدایاى عروسى در مراسمى موسوم به «دوه تو» صورت مى‏پذیرد و آن بدین صورت است که یکى از مردان سر و زبان دار، مقدارى آجیل و چندین دستمال به تعداد افراد مجلس با خود به میان جمع برده و ابتدا، جلو بزرگ و ریش سفید مجلس رفته و مشتى آجیل، به همراه دستمالى بدو داده و سینى را جلو او مى‏گیرد.
بزرگ قوم هم مبلغى به عنوان هدیه در سینى انداخته و مرد سینى بدست با صداى بلند اعلام مى‏کند، فلانى، چقدر هدیه داده و مى‏گوید «خونه‏اش او دو» یعنى خانه‏اش آبادان. و اینگونه سینى در مجلس گردانده مى‏شود. ضمنا هیچ کس نبایستى مبلغى بالاتر از هدیه بزرگ مجلس در سینى بیندازد که این خود توهینى بزرگ بدو محسوب مى‏شود.
عشایر استان و مردم برخى از نقاط از قبیل مردم روستاهاى جنوب و شرق بروجرد، مردم منطقه چغلوندى و... در مراسم عروسى خود از اسب و تفنگ استفاده مى‏کنند.
و اما ازدواج در مرکز استان لرستان یعنى شهرستان خرم‏آباد و روستاهاى اطراف آن بیشتر بر اساس پیوندهاى طایفگى، رفع کدورت‏ها و قرابت‏ها و هم خونى‏ها و گاه پیوند با مال و مکنت بوده است، اگرچه امروز رسوم عروسى خرم‏آباد نیز دستخوش دگرگونى‏هایى شده است.
مراسم ازدواج در مرکز استان به ویژه در مناطق روستایى بدین شرح است:
در گذشته معمولاً پدر براى پسرش دخترى را به عنوان همسر انتخاب مى‏کرده است و طبیعتا بزرگ طایفه و یا بزرگ خانواده، به عنوان قاصد، یا صاحب اختیار، در مقابل ریش سفید، طایفه مقابل صحبت مى‏کرده است و حتى گاه دختر و پسر در محضر عقد نبوده و شى‏اى (مانند سوزن، سنجاق و...) را به نیابت از طرف داماد و عروس با خود برده و عقد را برگزار مى‏کرده‏اند. ولیکن امروزه شرایط کاملاً متفاوت است.
بستگان پسر به خانه دختر مورد نظر [که توسط پدر و مادر داماد و یا خود شخص انتخاب شده] رفته، تا در مورد شیربها، جهیزیه و مهریه صحبت کنند. مبلغ و حدود شیربها و جهیزیه و مهریه، بسته به توان و توافق طرفین متفاوت است، گاه شیربها زمین، پول نقد یا گوسفند، گاو و تفنگ تعیین مى‏شود.
به بستگان عروس نیز خلعتى از طرف داماد تعلق مى‏گیرد که گاه لباس و یا تفنگ است. سر سفره عقد داماد مبلغى موسوم به «دم چفتونه» براى گفتن بله به دختر مى‏دهد.
در گذشته، معمولاً عقد و عروسى در یک روز انجام مى‏گرفته ولى اینک، چند ماهى را بین مراسم عقد و عروسى فاصله مى‏اندازند. اگر بین عروسى، یکى از اعیاد پیش آید، معمولاً داماد، عیدانه‏اى به خانه همسر آینده خود مى‏برد.
اگر دو دلداده اهل ده باشند، در این مدت نیز پسر، بایستى در کارهاى کشاورزى به پدر زن آینده خود کمک کند. شب عروسى معمولاً داماد بر اسبى سوار شده به همراه عده‏اى از همراهان به خانه عروس مى‏رود. و معمولاً پسرى کوچک را به نیت اینکه فرزند اول عروس پسر باشد جلویش راهى مى‏کنند.
وقتى عروس، قدم به خانه داماد گذاشت، بر سرش نقل و سکه ریخته و زنان کل مى‏زنند. مردان نیز در کنار آبادى، همراه با نواى ساز و دهل به سوارکارى و تیراندازى مشغول مى‏شوند و [در گذشته] چنین رسم بوده اگر سوار، بز و یا مرغى را زد، حیوان شکار شده از آن او مى‏شده است. پس از سوارکارى و تیراندازى و رقص و پایکوبى، مردان و زنان در مکان‏هایى جداگانه مى‏نشینند تا شام صرف شود.
بعد از صرف شام، خانواده داماد مهمانان را به خانه‏هاى خود روانه کرده خواص مى‏ماندند. تا عروس و داماد را به حجله روانه کند. صبح فرداى عروسى، عسل و نیمرو و زیره جوش به عروس و داماد خورانده مى‏شود. این صبحانه را خانواده عروس تهیه کرده و عموما توسط نوجوان و یا زنى به حجله برده مى‏شود.
در این روز داماد به اتفاق یکى از بستگان خود، جهت دستبوسى به خانه پدر عروس رفته و در آنجا دست پدر زن خود را بوسیده و در این مراسم پدر عروس، هدایایى را که از قبل براى داماد و همراهان تهیه کرده است تحویل مى‏دهد. این هدیه در قدیم شال و ستره‏اى بوده و امروز قواره کت و شلوار و یا ساعتى مچى مى‏باشد.
یک هفته بعد از این روز مادر عروس به خانه داماد خود مى‏رود و دختر را به عنوان پاگشا به خانه خود دعوت مى‏نماید. معمولاً چند روز پس از پاگشا داماد به خانه پدر زن رفته و نوعروس را به خانه مى‏آورد و این گونه زندگى عادى آنها آغاز مى‏شود.
 
  • - گردآوری: تبیان لرستان
نظرات

 نام:
 *نظر:

مطالب مشابه

© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان لرستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.